تبليغاتX
عدلیه
سلام

 شنیدیم چند روزه برای انجمن علمی ثبت نام می کنن

خاطره ای از انتخابات دارم براتون شرح می دم امیدوارم اذیت نشین

یلدای ۸۲ بود

قرار بود انتخابات راس ساعت ۳ برگزار بشه

یکی از خانوم های کاندیدبرگه هایی رو که باید تحویل نماینده ی انجمن مرکزی می دادیم رو

همراهش بود وبا خودش نیاورده بود

باورتون نمی شه این دفعه سوم یا چهارم بود که بجه ها رو جمع کرده بودیم اگه یکم دیر می کردیم

جمع کردن دو باره بچه ها کار غیر ممکنی بود

خلاصه منو دوستم(که آخرش دبیر انجمن شد) تقریباهر جایی که به فکرمون خطور کرد رو دنبالشون گشتیم

من قشنگ می دونستم اگه برگزار نشه اون بنده خدا خیلی ضایع می شه

ببینید شانس رو از بد یا خوب حادثه فرداش روز یک دی بودش یعنی یه جورایی اون شب تولد من بود

به دوستم گفتم بپر بریم شیرینی بگیریم پرسید چرا

گفتم برو توی راه می گم

خلاصه خریدیم و اومدیم دیدیم کنار دفتر انجمن مر کزی

 یه نفر نه یه فرشته داره گریه می کنه دیدم آقای صادقی داره دلداریش می ده

یکی از هم کلاسی های دیگه ام هم اومد اون هم همینطور

بعد منو دوستم  هم رسیدیم 

 اون فرشته خانمه همینکه چشای قشنگش به قیافه بد صورت من افتاد اشکاشو زودی پاک کرد . من گرفتم برایه چی داره گریه می کنه

آخه ۳ ترم خیلی رویایی می شناختمش

بهشون گفتم گریه می کنین ؟با قیافه حق به جانبی بهم گفتش نه

تقریبا"نصف بچه ها  رفته بودن

گفتم خانوم برای اینکه یه بار دیگه اگه خواستیم انتخابات رو برگزار کنیم من یه شیرین کاری ترتیب دادم بیا بریم بد نمی گذره

خلاصه رفتیم کلاس جاتون خالی براشون شعر خوندم یه ترانه ی مخصوص هم بلدم اون و همخوندم راستش رو بگم من از دیشبش قرار گذاشته بودم فردا جشن بگیرم تا از اونی که می خوام چند تا عکس داشته باشم به این خاطر به آرش ازرحیمی گفته بودم فردا بیاد عکس بگیره اون هم قبول کرده بود

از شانس ما دو تا خانوم خوب کلاسمون که اینها همیشه با همدیگه ان وخیلی هم خانوم هستن

یکی بچه شیراز یکی بچه تهرون آره

دم در کلاس منو دیدن گفتن آقای      جشن می خواین بگیرین ما دوربین آوردیم براتون می گیریم

من هم آرش رو دیدم گفتم آرش جون شر منده

آره سرتون رودرد نیارم

اون روز من موقع عکس گرفتن خیلی نزدیک شدم به اونی که می خواستم - فاصله قده سه تاصندلی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

برای ظاهر شدن عکس ها خیلی لحظه شماری می کردم

آخرش عکاس نگاتیو رو آورد گفتش همه عکسها سوخته

حال عجیبی بهم دست داد

راستس این رو کسی نمی دونست تا حالا این اولین جشن تولد زندگیم بود تا حالا برا خودتون جشن گرفتین

جشن تولد بیست وچهار سالگیم

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در دوشنبه 30 آبان1384 و ساعت 21:8 |
هیچ گاه آرزو نمیکنم که خداوند

 دعای همه بندگانش را برآورده سازد

که چون من بسیارند کسانی که از خداوند تو را طلب کرده اند

آه....   من حسودم بانو حسود !!!

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در یکشنبه 29 آبان1384 و ساعت 19:58 |

دیروز "کبری رحمانپور"، دیروزترکش "افسانه نوروزی" و "فاطمه" و امروز "م. ع" . و فردا؟!... در روزهای اخیر بار دیگر بحث کهنه دفاع مشروع با مطرح شدن پرونده زنی که در شمال کشور برای دفاع از ناموس خود در برابر یک مرد باجگیر مرتکب قتل شده است فعالین حقوق بشری و فعالین پیگیر جنبش زنان  ایران را به تکاپو واداشته است.  حکم اعدام و قصاص زنی که تنها برای نامش به "م.ع" اکتفا شده است در دادگاه تجدیدنظر در حالی به تائید می رسد که در ماههالی اخیر نظام اسلامی به دلیل به دار آویختن دو نوجوان به جرم تجربه رابطه جنسی با یکدیگر در استان خراسان مورد شدیدترین انتقادات محافل حقوق بشری در سراسر جهان قرار گرفته است.حالا، یک ماه بیشتر وقت باقی نیست برای نجات "م.ع" از اجرای حکم اعدام. در این فرصت کوتاه مقالاتی توسط برخی از روزنامه نگاران و فعالین زن کشورمان در این خصوص انتشار یافته است. پیگیری ها اما تاکنون نتیجه ای به دست نداده و تنها راه رهایی این زن از حکم قصاص پرداخت دیه کامل مرد مسلمان توسط اوست. مبلغی در حدود بیست و پنج میلیون تومان! یک ماه فرصت برای پرداخت دیه باقیست . شماره حسابی برای دریافت کمکهای مردمی در سایت زنان ایران به این منظور اختصاص داده شده است. و اما گره و دامنه موضوع، چیزی بیش از این همه است. دفاع مشروع يا دفاع قانوني از منظر صاحب نظران، عبارت است از توانايي بر دفع تجاوز قريب الوقوع و ناحقي كه نفس ، عرض، ناموس ، مال و آزادي خود يا ديگري را به خطر انداخته است . بحثی بس پردامنه که حتی در موارد خاص سیاسی نیز این واژه کارایی خاص خود می یابد.تا آنجا که، حقوقدانان، دامنه این همه را حتی اعتراضات مشهور عبدلله اوجالان مخالف سیاسی کرد در برابر چکمه پوشان  ترک و اعتصاب غذای گسترده اکبر گنجی،روزنامه نگار مخالف ایرانی هم عنوان می کنند. به دیگر سخن، به گفته صاحب نظران، دفاع مشروع قدرتي بازدارنده با هدف جلوگيري از خطرهايي است كه رهايي از آن جز با ارتكاب جرم ممكن نيست ولي دفع و جلوگيري از خطرهاي مذكور هيچ گاه نبايد با انگيزه انتقام جويي و آزار و اذيت تؤام باشد. از اين رو، اعمال دفاعي از يك سو به شرط ضرورت و از سوي ديگر به شرط تناسب مقيد شده است. گفته می شود، بشر تا حد امكان در مقابل عملي كه ناعادلانه و غير مشروع شناخته شده سر تسليم فرود نياورده و دفاع در برابر چنين عملي را جزء حقوق طبيعي خود به شمار آورده است زيرا : یکم، انسان به تبعيت از غريزه هنگام خطر به مقابله به مثل مي پردازد. دوم، آن را نوعي حق براي خود و نوعي تكليف نسبت به ديگران مي داند . سوم، روابط انساني و بالاخص اجتماعي ايجاب مي كنند كه افراد به اين مطلب آگاه باشند كه در صورت حمله و تهاجم ناعادلانه ، ديگران ساكت نخواهند نشست و قانون نيز اين « ديگران » را چنانچه در شرايط دفاع باشند مجازات نخواهد كرد .

 

 

 

 

دالان بی سرانجام

 

 مساله دفاع مشروع در قوانین جزایی فعلی جمهوری اسلامی به دالانی بی سرانجام می ماند. چندان گنگ و نامفهوم نگاشته شده است که به گفته یک حقوقدان در نهایت، این بن بست قانونی، حکم محکومیت را برای فرد مورد تعرض واقع شده رقم می زند. چندی پیش،لغو حکم اعدام فاطمه حقیقت پژوه، زن سی و سه ساله ای که پس از پی بردن به انگیزه همسرش مبنی بر قصد تجاوز به دختر پانزده ساله اش، شوهر خود را خفه کرده و او را از پای درآورد و نیز نامه نگاری های مکرر دختر او برای رهایی مادر،بار دیگر دالان بی سرانجام بحث دفاع مشروع در قوانین جزایی فعلی و مصادیق مصرح آن در قانون مجازات اسلامی را پیش روی قانونگذاران، حقوقدانان و فعالین حقوق بشری ایران قرار داد. ماجرای افسانه نوروزی مورد  پر سر و صدای دیگری بود. زنی که در تمام طول این سالها با صدای بلند فریاد کرد، در دفاع از ناموس خود مردی را به قتل رسانده است. افسانه نوروزی در هفتم بهمن 1383 ،یک سال پس از انتقال از زندان بندر عباس به زندان رجایی شهر کرج با تحقق شرایط اعلام شده توسط خانواده مقتول، آزاد شد. او پیش از آنکه شعبه 101 دادگاه عمومی کیش رای خود را صادر کند،با رضایت مادر مقتول که فردی مشغول در یکی از ارگان های نظام اسلامی بود، با پرداخت مبلغی که بخشی از آن را دادگستری و بخش دیگر را خود افسانه و وکیلش پرداخت کردند،آزاد شد. اما آنچه از پرونده پر سر و صدای افسانه برای فعالین حقوق بشری باقی ماند این بود که رای دادگاه در پرونده افسانه، بالاخره هیچ گاه صادر نشد! افسانه نوروزی به دامن خانواده بازگشت، اما پرونده او و بسیاری دیگر چون او، این پرسش را برای فعالین جامعه مدنی باقی گذاشت که در مواردی اینگونه چگونه می توان از تجربه هایی اینچنین، بهره گرفت؟ حالا با مطرح شدن دوباره پرونده ای دیگر، پرسشی مکرر، دوباره ممتد شده است و آن اینکه در قوانین حقوقی جاری پس از انقلاب ۵۷  و متعاقب آن پس از استقرار حکومت دینی در ایران،اثبات دفاع مشروع در برابر تجاوز از سوی قضات چگونه باید صورت پذیرد؟!

 

 

 

تعیین کننده، نه قانون که وجدان قاضی

 

 چند و چون قوانین جزایی و جرم شناسی  و نحوه تعامل آن با ناهنجاری های اجتماعی،دفاع مشروع و موانع قانونی موجود در طول بیش از ربع قرن اخیر همواره محل چالش،بحث و تبادل نظر میان حقوقدانان و کارشناسان امر بوده است. بحثی چنان پردامنه  با نوسان های شدید که تنها آن هنگام که مورد مشخص دیگری مطرح می شود، منحنی های پر کش و قوس این نوسان هویدایمان می شود. به نظر یک حقوقدان، با کندوکاوی هر چند گذرا در قوانین جزایی فعلی، اثری از تعریف مشخص و شفافی از مصداق ها و راهکارهای دفاع مشروع دیده نمی شود. هم از این روست که کاستی ها و نارسایی های عمده در قوانین مجازات اسلامی، مسئولیتی حساس و خطیر را بر دوش قضات نظام اسلامی ایران گذارده. در چنین مواردی، این قضات باید با در نظر گرفتن اوضاع و احوال زن و کندوکاو در احوالات و زندگی گذشته او تصمیم نهایی را گرفته و در واقع حکم شرعی به مرگ یا ادامه حیات یک انسان بدهند! این تنها قاضیست که در ایران امروز بی در دست داشتن تعریف واضح و مشخص حقوقی،موظف است تا در اتمسفری بی اکسیژن و تاریک گام بردارد و از آن مهمتر حکم قضایی صادر کند! اینجا قوانین به مدد نمی آیند و عدالت،تنها، با میزان وجدان قاضی سنگ محک می خورد...

 

تراژدی عاطفه شانزده ساله و یک تلنگر

 

 دکتر شهلا معظمی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در این رابطه به "روز" می گوید،« قاضی موظف به بررسی شخصیت و ارتباطات خانوادگی متهم است. باید بداند که آیا او زنی هوسباز بوده و یا نه. در شرایطی خاص و تنها برای دفاع از ناموس خود مرتکب قتل شده است. همه این ها،پرونده را به نقطه ای می رساند که مقدمات صدور حکمی عادلانه فراهم شود. در چنین پرونده هایی به دلیل وجود ابهامات و پیچیدگی های بسیار،قاضی باید با دقت و حساسیت زیادی به جوانب کار نظر کند و صدور احکامی عجولانه و قضاوتی سریع قطعا بع بی عدالتی خواهد انجامید.» با این همه، در همچنان بر همان پاشنه قبلی می چرخد. به دلیل وجود نقائص عمده در قوانین جاری مجازات اسلامی، غالب پرونده های اخیر راهی را که نباید پیموده اند و البته در پاره ای از موارد هم با پیگیری های بی وقفه فعالان جامعه مدنی،روزنامه نگاران و کوشندگان حقوق بشر،حکم مرگ یک انسان به مجوز حیات او تعقییر یافته است. تراژدی عاطفه رجبی شانزده ساله تنها یک نمونه از سیاهه بی شمار این پرونده هاست. هر چند پیگیری فعالین حقوق بشر، به رهایی عاطفه از چنگال مرگ نینجامید ، اما این تراژدی تلنگری بود برای فعالین جامعه مدنی ما که باید بسیار گوش به زنگ تر بود...

 

پرونده های همسرکشی

 

 

 یکی از کارشناسان موئسسه تحقیقاتی علوم جزایی و جرم شناسی ایران که مدتها درگیر پرونده های همسرکشی بوده است در خصوص علت العلل این همه به "روز" می گوید، « در بسیاری از موارد، زنان واقعا تحت تاثیر عوامل خارج از کنترل خود دست به ارتکاب جرم زده بودند؛در رابطه با مساله دفاع مشروع،قضیه از صورت خارج نیست. یا زن در مقابل تجاوز مجبور به تمکین می شود و چون مکره است مجازاتی ندارد.حال،آسیب های روحی،روانی و شرایطی که برای او در خانواده و جامعه به وجود می آید جای خود دارد و یا به نوعی دست به دفاع از ناموس خود می زند که اثبات آن در کشاکش قوانین فعلی،وضعی بغرنج بوجود آورده و می آورد.» این جرم شناس از اشاره به پاره ای موارد مثبت نیز غافل نمی شود. او می گوید،« حتی چندی پیش پرونده ای را بررسی می کردیم که شخص متجاوز، عضو رسمی یکی از ارگان های کشور بود،اما قاضی با توجه و بررسی جوانب مختلف رای بر برائت زنی داد که این شخص را برای دفاع از خود در برابر تجاوز به قتل رسانده بود.» از این کارشناس جرم شناسی می پرسم که اگر مساله اکراه را در نظر بگیریم، وضع به چه شکل می شود؟ « اگر مساله اکراه را در نظر بگیریم،اثبات آن بسیار مشکل است. قاضی باز هم موظف است کلیه سوابق طرف مقابل را مورد بررسی قرار دهد.او باید به دور از همه حواشی و اینکه شخص متجاوز دارای چه پشت و پشتوانه ای است،کار خود را به درستی انجام دهد. در این صورت قاضی باید در نظر داشته باشد که اگر متهم مکره بوده و مجبور به تن دادن به رابطه بوده است، آیا همسرش او را خواهد پذیرفت و از گناه او می گذرد؟ آیا افکار عمومی او را مورد بخشش قرار خواهد داد؟ » این پرسش ها و همه آنچه پیرامون مساله دفاع مشروع در پیچاپیچ قوانین مدون فعلی مطرح است وضع متهمین پرونده ایی اینچنین را بغرنج تر از آنچه تصور می رود کرده است. این کارشناس جرم شناسی در رابطه با قوت و ضعف مساله همسرکشی در گستره مناطقی که مورد تحقیق موئسسه تحقیقات علوم جزایی قرار گرفته اند،می گوید، « در تحقیقاتی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که آسیب های روحی و روانی و آمار جرم و جنایت در جوامع بسته به مراتب بیش از جوامعی با حداقل دموکراسی است. در این تحقیقات همچنین به رابطه ها و عوامل دیگری پی بردیم. به عنوان نمونه،در میان سنی ها (اهل تسنن) شرایط طلاق بسیار آسان است. اگر زنی به اکراه با همسرش زندگی کند،همسر می پذیرد که او را طلاقدهد. البته از همسر بعدی او پولی دریافت می کند. به دلیل آسانتر بودن شرایط طلاق، آمار همسرکشی در برخی استان ها،بسیار پایین تر از دیگر نقاط بود که طلاق معضل بزرگی محسوب می شود. »

 

درد بزرگ محبوس در سینه

 

 

به گفته صاحب نظران، در دفاع مشروع، شخص، حق را اجرا كرده است و حتي مي توان گفت تكليف خود را براي اجراي عدالت بجا آورده است و به قول هگل ‹ تهاجم نفي حق است و دفاع نفي اين نفي › پس دفاع مشروع اجراي حق است . بنا بر اين اصولا در اين مورد دفاع مشروع جرم نيست كه مجازاتي براي آن متصور باشد .
برخي از حقوقدانان و فلاسفه مانند گروسيسوس دفاع مشروع را از حقوق طبيعي افراد مي دانند و بعضي چون ژان ژاك روسو حق دفاع را در قرارداد اجتماعي مي شناسند و
معتقدند كه انسان دربرخورد با نقض قرارداد اجتماعي حق واكنش و دفاع دارد . به هر حال حق بكارگيري دفاع مشروع تا زمانيكه هجوم نا عادلانه و مستمر و همه جانبه به جانب ارزشهاي حياتي وجود داشته باشد دفاع مشروع اقدامي مقدس در راستاي حفظ و تضمين وبقا و آزادي مي باشد.
اما دکتر داریوش د، روانپزشک بالینی رابطه با اثرات روانی این مساله بر شخص درگیر به ما می گوید « فرد متهم در چنین پرونده هایی بالاخره مجبور است در جامعه فعلی تاب بیاورد. مسلما او در چنین شرایطی قادر نیست ثابت کند که به اجبار به چنین فعلی تن داده است. تنها می تواند که از اساس روی قضیه سر پوش بگذارد و این درد بزرگ را تا سالیان متمادی در سینه خود محبوس کند. حال چه کسی پاسخگوی یک عمر نگرانی،تشویش و افسردگی مزمن او در جامعه نابسامان ماست؟ او هرگز نخواهد توانست دیگر آدم سابق شود.»

 

 راه حل قانونی،سوختن و ساختن زن

 

دفاع مشروع از جمله جهاتي است كه قانونگذار صراحتا اجازه آن عمل انساني را داده است و وصف مجرمانه را از آن زدوده است . يعني كسي كه مورد تهاجم قرار گرفته است بايد از خود دفاع كند ( در كشور ايران طبق ماده 61 قانون مجازات اسلامي ) در اين حالت فرددفاع كننده مجرم شناخته نمي شود بلكه شخص مهاجم يا حمله كننده مجرم شناخته مي شود وهم بايد خسارات وارده به او را بدهد.در بندی از قانون مجازات اسلامی،در ارتباط با بحث دفاع مشروع به زمانی اشاره می شود که توسل به قوای دولتی،بدون فوت وقت عملا ممکن نیست و یا مداخله قوای مذکور در وضع تجاوز و خطر موثر واقع نمی شود، جالب آنکه غالب حقوقدانان و جرم شناسان، وقتی در بررسی یک مورد عینی به این بند از قانون مجازات اسلامی رجوع می کنند،هیچ پاسخ و راهکاری برای حل مساله نمی یابند، این حقوقدانان اذعان می کنند که با وجود قوانین کنونی،هیچ چیز را نمی توان به اثبات رساند. آنها در چنین مواردی باز هم ما را ارجاع می دهند به همان قاضی دست بسته. یک حقوقدان در این رابطه به "روز" می گوید، « بارها اتفاق افتاده که یک زن از سوی همسر خود مورد خشونت قرار گرفته و هیچ راهکاری برای رسیدگی به چنین جرائمی در قوانین جزایی فعلی یافت نشده است. پاسخ مسئولین امر به مراجعان، پس از بارها و بارها رجوع به محاکم،بازگشت به خانه بوده است و توصیه ادامه ساختن و سوختن زن!» و این همه با در نظر گرفتن قوانین نابرابر طلاق برای زن در ایران امروز بسیار ملموس تر هویدایمان می شود. در بندی دیگر از قانون مجازات اسلامی می خوانیم که «اگر عمل ارتکابی بیش از حد لازم نباشد»،به این مفهوم که زن باید حتی الامکان راهی در دفاع از خود بیابد یعنی آنکه شخص مقابل را یا مجروح کند یا دست به فرار از مهلکه بزند! حال آنکه در بسیاری از موارد،زن،هیچ راهی برای مجروح کردن،یا فرار از مهلکه نداشته و تنها برای دفاع مشروع از خود،ناگزیر به از پا در آوردن فرد متجاوز به هر صورت ممکن است. یک حقوقدان در این رابطه می گوید، « در ماده 34 قانون مجازات اسلامی،تبصره ای وجود دارد مبنی بر اینکه مقاومت با قوای تامینی و انتظامی در مواقعی که مشغول انجام وظیفه خود باشند،دفاع محسوب نمی شود. ولی هرگاه قوای مذکور از حدود وظیفه خود خارج شوند و برحسب ادله و قرائن موجود،خوف آن باشد که عملیات آنان موجب قتل یا جرح یا تعرض به ارث یا ناموس گردد،در این صورت دفاع جایز است.» [ رجوع به مورد افسانه نوروزی]

 

 

تجاوز یا رابطه دلخواه؟

 

 صاحب نظران بر این باورند که شاید با استمساک به چنین تبصره هایی در قوانین جزایی نظام اسلامی،کلاف پیچ در پیچ برخی پرونده ها،سیاهی پس زند و حکمی با سویه ای عادلانه صادر گردد. آخرین نکته مرتبط با مبحث مذکور،مربوط به دلائل و قرائن احکام صادر شده ای است که در آنها به صراحت اعلام شده زن،خود،خود را در معرض تجاوز قرار داده است! به دیگر سخن، در چنین پروسه ای،زنی که به دفاع مشروع از خود دست زده،محکوم اصلی پرونده می شود و حکم قصاص اسلامی بر او واجب،ساری و جاری می شود. حال آنکه طرح چنین دعوایی از منظر جرم شناسان و حقوقدانان،کاملا مردود و بی اساس شناخته می شود. آنها استدلال می کنند که یکم، هیچ زن سالم و عاقلی قادر نیست چنین شرایطی را فراهم کند و دوم،بر فرض هم اگر زنی چنین شرایطی را فراهم کرد و مایل به همبستر شدن با مردی شود،این مساله در عرف شناخته شده همه جای جهان،رابطه ای دلخواه و کاملا شخصی بین دو فرد از جامعه انسانی محسوب شده و اصلا موضوعیت تجاوز از بین می رود. مگر نه آنکه تجاوز یعنی انجام عملی با اجبار و اکراه؟!

 

 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در یکشنبه 29 آبان1384 و ساعت 18:51 |

این هفتمین بار است

هنگام سحر گاهان

که ستارگان را جشن رو به پایان است

شرار آتش مهرت

از روزن پنجره که رو به دالان است

مسخر کرده خوابم را

 نوازش می دهد دو چشمانم که خیس از بوی باران است .

 

به خواب اندر می بینم تو را

هیچ کس نیست چیزکی هم نیست

حتی یک خبر

 صحبت از فاصله هاست

گویا نه آری

صحبت از خوی هجران است

 

به خواب می بینم تو را

چه شود که کنی باور

این هفتمین بار است .

 

قطرات اشک انفجار موج است

بر ساحل پلکانم

آه هوای در یایش آماده توفان است

 

گیسوان لطیفت را دستان قشنگ تو

آرام تر از آرام در باد همی برده است

 

آه شب رویایی من وآی شب یلدایی من

این چه خوابیست که من می بینم

همه از جنس سیاهست به تن

این نشانت بر تن

آغشته به داغ یاران است ؟

گفته بودم به تو من

به یادت می آید ؟

 

تو فقط دست تکان می دادی

خنده ات می گیرد از چه روی است چنین ؟

تو فقط می خندی

 تو شوی دور ز من

 

من در این تیره شبان می بینم قصه غصه داغ

می ناب و بی غش 

 می خورم از خواب به شب

من ومی      شب    سحر       اشک

همره یاد که سلامت یارت باد

ما همه بی خبران

 

آه باز باید گفت

قول خواهم داد

چه تو باور بکنی یا نکنی

یاد من مدام عشق یاران است .

از دفتر پاره پاره(عین راستی ست همیشه عاشق خواهم ماند) 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در یکشنبه 29 آبان1384 و ساعت 18:36 |
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 21:10 |
یلیام شکسپیر می گه : همیشه غمگین ترین و رنجور ترین لحظات زندگیه آدم توسط همون کسی ساخته می شه که شیرین ترین و به یادمند ترین لحظات رو برای آدم ساخته
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:37 |

                     شعرت بخوان و

                                               برلبم  گذر کن

                      با تار گو  گریه را دمساز کن

                                       آواز کن آوازه خوان آواز کن شب را

به جان عاشقان آن دم سحر کن

هان یلدای من

با این شب خود سوز کن و ساز

شیرین تر از شیرین ...ای خاطر دیرین

آری حذر کن

                     فرهاد من نبودم

                                             هیچ دانستی تو این راز

                      آه آه افسوس و صد افسوس

                               در بیابان جنون

                                       عین مجنون بودم

                                                                                  فردانه دیروز نه

                      بلکه در سایه اکنون بودم

                                                                      پیش خاکستر وققنوس

                                          ...

                                آسمان همه اش رنگ خدا داشت

وصداقت شهرش

خانه ام کلبه ای که دلم به آن می اندیشید

حیف وحیف باز......

آری آری

((حرف را باید زد                                 درد را باید گفت))

                               من تنها و فقط با لیلی (سنگ بنایش خواب نیست؟)

                                                 آری کلبه ای خواهم ساخت با لیلی...

 

                                                       کلبه ای خواهم ساخت

                                                                                             اما ...دور اما...دیر 

                              دم نباید زد و باید رفتن

                                             قول خواهم داد

                                                             که شود کام دلم سیر  هرچند که دیر

                                                                      اما دور اما دیر

 

                                                (دروغ نیست همیشه عاشق خواهم ماند)               ازدفتر پاره پاره

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:20 |

 

                                                    حمایت قربانیان وشهود

ترجمه:محمد ناصری بجنوردی

 کا رشناسی حقوق (81) زابل

منبع : اینترنت

 قانون دیوان کیفری بین المللی شامل شرایط انقلابی می شود که در ارتباط با قربانیان می باشد.

برای اولین بار در تاریخ دادگستری کیفری بین المللی قرباتیان می توانند در رسیدگی شرکت نمایند که شامل میانجی گری مشاوران ودعوی جبران خسارت است. مضافا" اینکه (علاوه برکمک های داوطلبانه دولت ها وسازمانها وشرکتهای بین المللی واشخاص )بوسیله قانون روم یک صندوق امانت به حساب قربانیان ایجاد شده است که ممکن است وجوهی را در نتیجه جریمه ها واحکامی که برای جبران خسارت برعلیه محکوم  صادر شده است جمع آوری شود.

وظیفه دیوان کیفری بین المللی مربوط به شرکت قربانیان ورسیدگی می شود وحق الزحمه ای به حساب قربانیان به یک واحد مخصوص سپرده می شود.

وظیفه مهم دیوان کیفری بین المللی بطور یکسان  حمایت ازقربانیان وشهودی که قبل از دادگاه حاضر می شوند می باشد. از دو دادگاه کیفری بین المللی یوگوسلاوی سابق ورواندا تجربه نشان داد که دیوان چگونه در هردادگاه کیفری بین المللی که درباره جدی ترین جرایم موجود ترتیب داده می شود برای حمایت وکمک به قربانیان وشهودی که قبل از داد گاه برای اثبات درستی حاضر می شوند قاطع است.

در انتها با آگاهی از دو (شیوه دادرسی وقضاوت Ad hoc ) محاکمه کیفری بین المللی( بند 6 ماده 43 قانون )پیش بینی کرده است که مدیر دفتر می بایست در هنگام ثبت واحد قربانیان وشهود را در نظر بگیرد . این بخش بایستی مشاوره با دادستان ومشاوره حقوقی ودیگر کمکهای مقتضی ومناسب را برای شهود وقربانیانی که باید قبل از دادگاه حاضر شوند فراهم نماید. علاوه بر آن برای شهودی که در خطر اقامه شهادت به قید سوگند هستند تدابیر حفاظتی وامنیتی را برایشان یرنامه ریزی کند.

این بخش بایستی شامل اظهار نظر کارکنان در مورد آسیب روحی که ازجرائم جنسی به عنف تاشی می شود مربوط می شود .

بند 4 ماده 68  قانون تصریح می کند: این بخش ممکن است دادستان یا دادگاه را توصیه به تدابیر حفاظتی مقتضی  ترتیبات امنیتی وشاوره وکمک کند بر اساس مراجعه به بند 6 ماده 43

قوانین حاکم بر رسیدگی وادله اثبات دعوی وظیفه بخش قربانیان و شهود را تفصیل می کند .

 

بنابراین این قسمت باید حمایت و امنیت تمام شهود وقربانیانی که باید قبل از جلسه دادگاه حاضر شوند را از طریق تدابیر مناسب تضمین کند وبایستی یک برنامه کوتاه یا بلند مدت را برای حمایت آنا ن ایجا د کند . مضاف براین این بخش باید( علاوه بر شهود) به قربانیانی که قبل از دادگاه حاضر می شوند به منظور در یافت مراقبتهای پزشکی وفیزیکی کمک نماید .

همچنین بایستی در خصوص مشاوره با داد ستان دفتر وتائید امنیت حیاتی واخفا موارد حرفه ای برای رسیدگی کننده های دادگاه و دفاع برای تمام سازمانهای دولتی وغیر دولتی بین المللی را از طریق دادگاه قانونی را وضع نماید .

بخش قربانیان وشهود می بایست براساس مذاکرات مورد توافق با دو لت یا قانون در ار تباط با اقامت مجدد در قلمرو دولت شاهد یا قربانی که مورد جراحت یا تهدید قرار گرفته است تشکیل یا واقع گردد .

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:17 |

                                  قیام حسین یا پیام حسین

                   

                           نقدی بر کنگره حسین شناسی دانشگاه زابل

اولین کنگره حسین شناسی با عنوان خورشید نیزه ها در 15 و16 اردیبهشت ماه با حضور شاعرانی چون: کاکایی سجادی   امینی وکلهر وسخنورانی چون: حجج الاسلام نقویان   غرویان و دکتر الویری برگزار شد

در اینجا قصد داریم به بررسی این کنگره بپردازیم

 معمولا هر همایشی هدف یا اهداف خاصی را دنبال میکند  این همایش نیز قصد داشت به شناخت هر چه بیشتر عاشورا و پیامش بپردازد. اما در تمام مقالات انتخابی و سخنرانی ها حتی یک دقیقه هم به این موضوع پرداخته نشد. امروز جوانان قیام حسین و چگونگی حادثه عاشورا را از لام تا کام حفظ اند اما چرایی عاشورا وپیام آنرا درک نکرده اند. برای حسین به سر و سینه می زنند ولی فلسفه نماز در بحبوحه جنگ را نمی دانند.

امروز جوانان سرشارند از شور حسینی ولی شعور حسینی در کمتر کسی دیده می شود. چیزی که در این همایش به آن پرداخته نشد گویا این همایش هدف اصلی خود را از یاد برده بود.

مطمئنا" امام حسین(ع) قیام نکرد که 1400 سال بعد پیروانش برایش عزادازی کنند و 10 روز محرم را به سرو سینه بزنند بعدش همه چیز تمام شود تا سال بعد نه! عاشورا یک پیام بود نه یک قیام.

نکته دیگر اینکه اگر ما می خواهیم فرهنگ سازی کنیم و فرهنگ عاشورا را گسترش دهیم باید با برنامه عمل کنیم  باید به همه عقاید و نظریات بها دهیم. امروز چه بخواهیم چه نخواهیم باید بپذیریم که جوانان ایرانی بخاطر ارائه یک تصویر نامطلوب از فرهنگ دینی   دین گریز شده اند ( صندلی های خالی سالن در روز کنگره دلیل محکمی بر اثبات این حرف است ) بنابراین باید برای اینان کار کرد نه اینکه بگوییم فلانی چون فلان عقیده را دارد نیاید  و فلانی بخاطر فلان حسنش بیاید 

 به هر حال امید وارم که در اینده ای نه چندان دور جامعه ای داشته باشیم سرشار از شعور حسینی.

 

     

 

 

 

                                                                                                     علی اکبر کریمی

                                                                                                         حقوق 82 زابل

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:16 |

بزرگان درمورد قضاوت چه می گویند

 

-خدا احکم الحا کمین وقاضی القضات است (شیخ بهایی )

- قاضی مطلق خداوند وقضاوت مطلق فرمان خداست (فرانسوا موریاک )

- خدا وکتاب خدا را در نظر داشته باش وقضاوت کن (توفیق الحکیم )

- تا از همه رموز قانون آگاه نشده ای قضاوت نکن (لائوتسه)

- اگر قضاوت بد نمی خواهی قضاوت بد نکن (ژول ورن )

- مشکلترین قضاوت ها در اختلاف زن وشوهر است ( آندره موروا )

- هیچ قضاوتی نیست که هر دو مدعی یکسان از آن راضی باشند (ژول سزار )

- در قضاوت سه چیز نباید دخالت کند :هوس کینه قدرت (افلاطون )

- قضاوت ترس ندارد به شرط آنکه وجدان بیدار باشد (پاسکال )

- آنکه از قضاوت میترسد از عدالت ترسیده است (تاگور )

- بشر از بدو تولد تا ختم زندگی همه روزه در معرض انواع قضاوت ها است (باخ)

- هزار قضاوت به حق درباره مردم پاداش ندارد ولی یک قضاوت نا حق بالا ترین عذابها رابه دنبال  دارد (ارسطو)

- وای به حال جامعه ای که قاضی هایش در قضاوت اشتباه عمدی می کنند وحق را نا حق می کنند (الکساندر دوما )

- قضاوت از زمانی پدید آمد که جامعه پدید آمد (ارسکین کالدول )

- سخت ترین کارها قضاوت است مخصوصا که قانونی هم وجود نداشته باشد ( پاسترناک )

- قضاوت حکمی صحیح وناصحیحی است به شرط اینکه خود قاضی هردوی آنها را بشناسد ( برنارد شاو )

- تا متهمی نباشد قاضی وقضاوتی نیز نخواهد بود(کریستوفر مارلو )

- تمام قدرت قاضی در کتاب قانونی است که در اختیار اوست (شیللر)

                                                                                                                                                   

 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:14 |

ازدواج زن ایرانی بامرد   

بیگانه

 

 

نوشته :سپیده مجد زاده

وکیل پایه یک دادگستری

 (برگرفته از مجله وکالت)        


طبق اصول انسانی واعلامیه جهانی حقوق بشر نباید محدوویتی.در ازدواج اشخاص قایل شد زیرا اسانیت اصل وتابعیت وملیت فرع بر ان می باشد .

قونین کشور ما نیز ازدواج زن ایرانی با مرد بیگانه را پس از انجام تشریفات مخصوصی که بنا به مصالح زنان ایرانی وجامعه در نظر گرفته شده است مجاز می دانند چنین ازدواجی ممکن است در ایران یا خارج از کشور صورتن پذیرد و در هر حال شرایط ماهوی قانون ایران اجرا شود .زیرا ازدواج جزء احوال شخصیه است ومطابق ماده 6 قانون مدنی قوانین مربوط به احوال شخصیه از قبیل نکاح طلاق اهلیت اشخاص وارث در مورد کلیه اتباع ایران ولو اینکه مقیم خارج باشند مجری خواهد بود اما شرایط شکلی ازدواج تابع قانون محل وقوع عقد می باشد .

در خصوص ازدواج دارندگان روادید یا توریستها بازن ایرانی لازم به ذکر است که در مرحله اول مرد بیگانه وزن ایرانی هر دو باید مطابق قانون کشور خویش خالی از موانع نکاح بوده وشرایط لازم جهت انعقاد عقد نکاح را دارا باشند.

مطابق قانون مدنی نکاح مسلمه با غیر مسلمه جایز نیست بنابراین یکی از شرایط اساسی ازدواج مرد بیکانه با زن مسلمان اسلام اوست .در صورتی که مرد بیگانه غیر مسلمان باشد کفر وی مانع ازدواج استوبرداشتن این مانع موکول به تشرف وی به دین مبین اسلام می باشد:در غیر این صورت ازدواج بین اندو باطل وفاقد اثار حقوقی است .

بنا براین یکی از مدارک لازم جهت صدور پروانه زناشوییگواهی یا استشهادیه تشرف به دین مبین اسلام است این گواهی از طرف دفاتر اسناد رسمی یا روحانیون واجد شرایط صادر می شود .از نظر شکلی مطابق قانون 

مدنی باید تشریفات قنون ایران به عنوان قانون محل تنظیم سند رعایت شود .ماده 969 قانون مدنی در این مورد مقرر می دارد:اسناد از حیث طرز تنظیم تابع محل تنظیم خود می باشند .

شرط دیگری که طرفین باید دارا باشند تحصیل اجازه دولت است وتا زمانیکه این اجازه تحصیل نشده باشد دفاتر ازدواج وطلاق مجاز به ثبت واقعه ازدواج نمی باشند.

ماده 1060قانون مدنی در این خصوص مقرر میدارد :ازدواج زنایرانی با تبعه خارجی در موردی هم که مانع قانونی ندارد موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است .فلسفه وضع این ماده را می توان چنین توجیه کرد که دمصلحت زنان ایرانی ایجاب می کند دولت چنین ازدواجی را تحت کنترل در اورد .

     به عنوان مثال تعدادی از اتباع خارجی بخصوص افاغنه به انگیزه تحصیل اقامت مبادرت به ازدواجی با زنان ایرانی می نمایند بدون اینکه انگیزه واقعی ازدواج را دارا باشند ودر نهایت باعث ایجاد مشکلاتی برای زنان ایرانی می شوند .

مرد بیگانه دارای روادید موظف است همکراه با زن ایرانی که تصمیم ازدواج بااورا دارد به وزارت کشور اداره کل امور اتباع ومهجرین خارجی در تهران یا به همین اداره در شهرستانها مراجعه وتقاضای ازدواج با زن ایرانی را ضمن تکمیل فرمهای مخصوص از این اداره کل بنماید علاوه بر تقاضانامه مدرک دیگری باید توسط مرد بیگانه ارایه شود که عبارتند از : گواهینامه از مراجع رسمی کشور متبوع مرد بیگانه مبنی بر بلا مانع بودن ازدواج با زن ایرانی و به رسمیت شناختن ازدواج در ان کشور . در صورت عدم امکان تهیه گواهینامه مذکور وزارت کشور می تواند بدون در یافت ان در صورت رضایت زن پروانه زناشویی را صادر کند . گواهی تشرف به دین مبین اسلام که جزء شرایط اصلی ازدواج است .

 

مدارکی که به درخواست زن ایرانی از تبعه خارجه گرفته می شود به شرح زیر می باشد :

1-گواهینامه مبنی بر اینکه مرد مجرد است یا متاهل از ماموران سیاسی وکنسولی کشور متبوع مرد 

البته اخذ این کواهی جهت رعایت  مصلحت بانوان ایرانی در نظر گرفته شده است .زیرا در بسیاری از موارد مرد بیگانه در کشور متبوع خویش دارای همسر وفرزند می باشد وبدون اعلام این مطلب با زن ایرانی ازدواج نموده وپش از مدتی وی را رها می کند وبه کشور خویش بازمی کردد .

     مرد بیگانه می تواند با مراجعه به سفارت متبوع کشور خویش گواهینامه مذکور را تحصیل نماید .

2- گواهی عدم سوء پیشینه

اطلاع از سوابق کیفری چنین فردی می تواند در جهت شناسایی وی موثر واقع شود .زیرا حسن سابقه معیاری که تا حد زیادی در معرفی افراد موثر ومفید است گواهی عدم سوء پیششینه را مراجع مربوطه یعنی سفارتخانه یاکنسولگری صادر می نمایند. در ایران این مراجع توسط مراجع ایرانی صادر می گردد .فردی که به ایران می اید. وتصمیم به برقراری ارتباط با این جامعه دارد باید از هر جهت تحت کنترل دولت قرار گیرد . بنا بر این باید اخذ این گواهی از مرد بیگانه الزامی باشد وقانوگزار نباید این امر را به در خواست زن ایرانی موکول کند .

3- گواهی استطاعت مالی ومکنت مرد بیگانه    

اخذ این گواهی از این جهت پیش بینی شده است که محرز گردد مرد بیگانه تونایی تامین هزینه های لازم جهت زندگی با زن ایرانی را دارا است در غیر اینصورت از ازدواج انها جلوگیری شود زیرا اثار چنین ازدواجی بش از انکه مثبت باشد.منفی است ومشکلات زیادی را به بار خواهد اورد  در صورت تقاضای زن این گواهی از مرد بیگانهای که با اخذ روادید وارد کشور شده است اخذ می گردد . لازم به ذکر است که مرجع صالح جهت صدور اجازه اتباع خارجه با با نوان ایرانی وزارت کشور می باشد.

      در نهایت پس از بررسی شرایط ماهوی وتحویل مدارک لازم ادره امور اتباع ومهاجرین خارجی در خصوص ازدواج از دو مرجع دیگر استعلام بعمل می آورد

.ابتدا از اداره کل اموراتباع خارجه نیروی انتظامی که مسیولیت رسیدگی به وضعیت اقامت اتباع بیگانه را بر عهده دارد (در خصوص چگنگی اقامت وسابقه بیگانه )  زیرا اولین شرط حضور تبعهخارجی در کشور داشتن مجوز اقامت ودر مورد توریستها روادید معتبر وسابقه خوب می باشد.مرجع دوم وزارت اطلاعات است که مسیولیت مسایل امنیتی کشور رابر عهده داردهنگامی که دو مرجع مذکور ازدواج تبعه خارجی را بلا مانع اعلام کردند پروانه زناشویی قابل صدور می باشد .این پروانهتوسطوزارذت کشور وبا امضای وزیر صادر می شود .

       در سال 1349 هیئت وزیران تجویز نمود که وزارت کشور می تواند به استانداریها وفرمانداریهای کل وبا موافقت وزارت امور خارجه به بعضی از نمایندگان سیاسی و کنسولی در خارج از کشوراختیار دهد که طبق مقررات این ایین نامه پروانه زناشویی را مستقیما"در محل صادر نمایند .پس از صدور پروانهمتقاضیان باید از طریق نیروی انتظامی (اداره کل امور اتباع خارجه )به یکی از دفاتراسناد رسمی معرفی گردند سپس ازدواج مرد بیگانه وزن ایرانی در دفاتر ثبت می گردد.

دفاتر اسناد رسمی گزارش ثبت ازدواج را به ثبت اسناد کل ارسال می دارند وثبت اسناد خلاصه ثبت ازدواج را به ناجا وسازمان ثبت اسناد کشور اعلام می دارد . بدین طریق نکاح شخص دارنده روادید وزن ایرانی به صورت رسمی وقانونی شکل گرفته ومورد حمایت قانون است .

حال به بررسی ازدواج زن ایرانی با دارندگان پروانه اقامت می پردازیم :

دارندگان پروانه اقامت

ایران مشکلات کمتری در رابطه با ازدواج دارند حد اقل این اطمینان وجود داردکه به انگیزه تحصیل اقامت در ایران مبادرت به ازدواج بازن ایرانی نمی نمایند. مقررات ازدواج چنین اشخاصی دقیقا"مشابه ازدواج دارندگان روادید میباشد که شرح ان امد یعنی از لحاظ شکلی چون ازدواج در ایران صورت می گیرد شرایط قانون ایران باید رعایت شود واز نظر ماهوی هر یک از طرفین تابع قانون کشور متبوع خویش میبا شند.

       اتزدواج دارندگان دفترچه پناهندگی با زن ایرانی نیز یکی از موارد ازدواج بیگانگان با زن ایرانی است.

مطابق ماده 12 کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان احوال شخصیه پناهنده تابع کشور محل اقامت وی می باشد ودر خصوص فقدان ان مشمول قوانین کشورمحل سکونت او خواهد بود .در هر حال حقوق تحصیل شده ایشان (قبل از پناهندگی) در خصوص ازدواج باید محترم شمرده شود و در صورت لزوم تشریفات پیش بینی شده در قوانین دولت مزبور نیز انجام می شود .ازدواج دارندگان دفترچه پناهندگی با زن ایرانی مستلزم انجام همان مراحل مذکور در ازدواج دارندگان روادید بازن ایرانی است. یعنی باید همان قواعدومقررات در خصوص مسایل شکلی و ماهوی رعایت گردد البته لازم به ذکر است که چون پناهندگان قادر به اخذ گواهیهای مربوط از سفارت کشور متبوع خویش نمی باشند یکسری از مقررات رامانند سایر انباع خارجی نمی تونند انجام دهند. به همین دلیل در سال 1366 وزارت


کشور به دبیر خانه شورای امنیت اعلام می دارد:چون ثبت ازدواچ اتباع برخی از کشورها از قبیل عراق وافغانستان با مشکلاتی مواجه است تصمیماتی به قرار ذیل اتخاذ میگردد:ثبت ازدواج دارندگان دفترچه پناهندگی وبانوان ایرانی در صورت موافقت اداره امور اتباع خارجه شهربانی و اخذ مجوز وزارت اطلاعات بلا مانع است .

 

نوشته شده توسط در جستجوی ستاره در ساعت 17:37
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:14 |

آیا می توان از زنی که مورد خواستگاری د یگری است ولی هنوز رد یا قبول نشده خواستگاری کرد ؟ خواستگاری معمولا درخواست مرد از زن است عمل خواستگاری قبل از مراسم عقد و اجرای صیغه نکاح انجام می گیرد وچنانچه مورد قبول واقع شود این فاصله زمانی میان خواستگاری ومراسم اجرای مراسم عقد شرعی را نامزدی می گویند لذا قبل از شروع مطلب و ورود در اصل قضیه به عنوان مقدمه در مورد وضعیت هدایای نامزدی از ماده 1037 قانون مدنی کمک می گیریم که می گوید :هر یک از نامزدها می تواند در صورت بهم خوردن وصلت هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند .اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایایی خواهد بود که عادتا" نگاه داشته می شود مگراینکه ان هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد .از این ماده استنباط می شود که: 1- درصورت بهم خوردن نامزدی هریک از نامزدها می تواند عین اموالی را که به عنوان هدیه به طرف مقابل یا ابوین او داده در صورتی که موجود باشد مسترد نماید. 2- چنانچه عین مال موجود نباشد در این صورت دو حالت متصور است : الف :عین از اموالی است که عادتا" نگهداری نمی شود. ب: عین از امالی است که عادتا"نگهداری می شود. در صورت اول قیمت قابل مطالبه نمی باشد ودر صورت دوم دو حالت متصور است : 1- مال با تقصیر طرف دیگر تلف شده است . 2-مال بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده است . در صورت اول دو حالت پیش می آید: الف- هم خوردن نامزدی به علت فوت یکی از نامزدها بوده است . ب- برهم خوردن نامزدی به علت فوت یکی از نامزدها نبوده است. ودر صورت دوم قیمت قابل مطالبه نیست .
نوشته شده توسط در جستجوی ستاره در ساعت 19:19 | لینک  |  آرشیو نظرات

 
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:11 |

 

قَسامَة :

سوگند خورنده. سوگند ياد كننده. آن كه بر امرى سوگند خورد. امام موسى بن جعفر (ع) به يكى از ياران خود به نام محمد بن فُضَيل: «يا محمّد! كذّب سمعك و بصرك عن اخيك، فان شهد عندك خمسون قَسامة و قال لك قولا فصدّقه و كذّبهم»: اى محمد! گوش و چشمت را درباره برادر دينيت تكذيب كن (آنچه درباره اش بشنوى كه مايه عيب و عار او بود يا ببينى ناديده و ناشنيده بگير) و اگر پنجاه نفر سوگند خورنده به نزد تو بر امرى درباره وى گواهى دهند و او بر خلاف آنها بگويد، وى را تصديق نما وآنها را تكذيب كن. (وسائل: 12/295)

قَسامَة :

سوگند. سوگندهائى كه تقسيم مى شود بر اولياى مقتول چون ادعاى خون كنند بدون شاهد و بينه. به آن اشخاص كه سوگند خورده اند نيز قسامه اطلاق كنند.قسامه يكى از سه مثبت قتل است ـ دو مثبت ديگر بينه است و اقرار متّهم ـ در صورتى كه آنها فرد معيّنى را متّهم سازند و دلائل و قرائنى كمتر از بيّنه بر مدّعاى خويش داشته باشند.شمار آنها پنجاه قسم است به خدا. در قتل عمد اجماعا و در خطابه مشهورترين اقوال، كه پنجاه تن از خويشان مدّعى سوگند ياد كنند و خود مدّعى نيز در اين شمار باشد; و اگر خويشان مدّعى بيش از شمار بودند به همين عدد اكتفا مى شود، و اگر كمتر بودند قسم بر آنها تكرار مى گردد تا به نصاب برسد.اگر چنانچه خويشان مدّعى از قسم سرباز زنند، و يا خود مدّعى قسم نخورد ـ حتى اگر خويشان هم آماده قسم باشند ـ در اين مورد قسم حق منكر خواهد بود، كه وى با خويشانش پنجاه بار به بى گناهى خويش سوگند ياد كنند و دعوى خاتمه پذيرد; و اگر آنها نيز از سوگند سر باز زدند دعوى به ثبوت مى رسد.در اين نوع قسم، زن و كودك و ديوانه و برده حق قسم ندارند. (مجمع البحرين)

احكام قسامه طبق مبانى تكملة المنهاج

1 ـ در قتل عمد پنجاه سوگند و در خطاى محض و شبيه به عمد، بيست و پنج سوگند، بنابر اين اگر مدّعى پنجاه مرد حاضر نمود فبها، و گرنه مشهور آن است كه سوگند بر جمع حاضر تكرار شود تا نصاب پنجاه تكميل شود، و اين قول بعيد نمى نمايد.

2 ـ اگر مدّعيان جماعتى بودند كمتر از عدد قسامه، اظهر آن است كه قسمها به طور مساوى ميان آنها قسمت شود.

3 ـ مشهور آن است كه اگر مدّعى عليه يك نفر بود خود قسم بخورد و از خويشانش كسانى را حاضر كند جهت سوگند كه شمار پنجاه را تكميل نمايند، و اين قول ـ كه جز مدّعى عليه كس ديگرى سوگند ياد كند ـ محلّ اشكال است. و اما اگر مدّعى عليه بيش از يك نفر بود بايستى هر يك از آنها قسامه پنجاه نفر را متقبل گردد.

4 ـ اگر هيچيك از مدّعى و مدّعى عليه بيّنه نداشتند، و مدّعى عليه سوگند ياد كرد مبنى بر برائت خويش، دعوى خاتمه مى يابد و چيزى بر مدّعى عليه نمى باشد، و بايستى از بيت المال جهت ورثه مقتول ديه پرداخته شود.

5 ـ قسامه چنان كه در مورد قتل نفس هست در مورد جروح نيست مقرر است در خصوص ديه ـ نه درباره قصاص ـ و در شمار قسامه در مورد جرح اختلاف است: قولى آن كه اگر ديه آن جرح ديه كامل باشد، پنجاه، و اگر كمتر از ديه كامل، به نسبت. قول ديگر آن است كه به ديه كامل برسد شش قسم، و اگر كمتر باشد به نسبت. و اين قول همان قول صحيح است.

6 ـ اگر مقتول كافر باشد و ولىّ مقتول، مسلمانى را متهم كند، و او را بيّنه اى نباشد، آيا قسامه در اينجا نيز ثابت مى شود؟ بعضى گفته اند: در اين مورد نيز به قسامه عمل مى شود، ولى اين امر خالى از اشكال نيست، بلكه مردود است.

7 ـ بايستى قسم بر طبق ادّعا باشد، پس اگر ادّعا قتل عمد بود و قسم بر قتل خطا خورده شد اثرى ندارد.

8 ـ اگر ولىّ مقتول ادّعا كند كه يكى از اين دو نفر قاتل است، و نداند كدام است. حق دارد از هر كدام آنها بيّنه بخواهد بر برائت خود، اگر بيّنه اقامه نمودند فبها و گرنه بر مدّعى است كه به قسامه عمل كند، و اگر وى به قسامه اقدام ننمود بر آن دو نفر است كه به قسامه عمل كنند، و اگر آنها از قسامه سر باز زدند ديه ثابت مى شود ولى قصاص ثابت نمى شود.

9 ـ اگر دو نفر را متهم نمود كه در قتل شركت داشته اند، وبيّنه اى هم بر دعوى خود نداشت، مى تواند از آنها بيّنه مطالبه كند، اگر آنها بينه اى مبنى بر بى گناهى خود اقامه نمودند فبها، و گرنه مدّعى به قسامه اقدام مى كند، اگر قسامه جهت يكى از آن دو آورد و براى ديگرى نياورد، مى تواند وى را به قتل برساند پس از آن كه نصف ديه را به ورثه اش بپردازد. چنان كه مى تواند در گذرد و نصف ديه را از متهم بستاند. و اگر عليه هر دو اقامه قسامه نمود مى تواند هر دو را قصاص كند پس از آن كه نصف ديه را به اولياى آنها بپردازد. چنان كه مى تواند از آنها ديه بستاند. و اگر مدّعى از قسامه سر باز زند قسامه بر آنها خواهد بود، اگر اقدام نمودند قصاص و ديه از آنها ساقط مى شود، و اگر يكى از آن دو به ديه اقدام نمود از او به تنهائى ساقط مى گردد و ولىّ مى تواند آن ديگرى را قصاص كند پس از آن كه نيمى از ديه را به اولياء او بپردازد. و مى تواند از او درگذرد و نصف ديه از او بستاند. و اگر هر دو از قسامه نكول نمودند ولىّ مى تواند هر دو را قصاص كند پس از آن كه نصف ديه را به اولياء آن دو بپردازد. و مى تواند از هر دو ديه بستاند.

10 ـ اگر دو نفر را متهم به قتل نمود و براى يكى از آن دو بيّنه داشت و در مورد ديگرى نداشت، بايستى عليه آن كه بينه دارد بينه اقامه كند، و اگر نياورد منكر قسم مى خورد و تبرئه مى شود. و اما نسبت به آن كه بينه ندارد به قسامه اقدام مى نمايد.

11 ـ اگر مقتول دو ولىّ داشته باشد و يكى از آنها شخصى را متهم كند، و ولىّ دوم او را تكذيب نمايد، چنان كه فرد ديگرى را متهم سازد يا صِرفا آن متهم را بى گناه بداند، به دعوى ولىّ اول صدمه اى وارد نمى كند و دعوى او به قوت خودش باقى است و مى تواند حق خود را با قسامه اثبات نمايد، اگر مدّعى عليه بينه اى بر برائت خويش نداشته باشد.

12 ـ اگر ولىّ دم، زيد را متهم به قتل نمود و بر مدعاى خويش قسم خورد، سپس فرد ديگرى اعتراف نمود كه خود به تنها قاتل بوده است، مرحوم شيخ در كتاب خلاف گفته: مخير است ميان بقاء به مقتضاى قسامه و بين عمل به مقتضاى اقرار، هر چند اقرار پس از آن باشد كه استيفاى حق از مدعى عليه شده باشد. ولى اين قول را وجهى وجيه نباشد.

13 ـ اگر مدّعى قتل قسم خورد و حقّ خود را (از ديه يا قصاص) دريافت نمود، پس از آن بينه قائم شد كه مدّعى عليه هنگام قتل غايب يا مريض بوده آنچنان كه قادر بر ارتكاب قتل نبوده است، قسامه باطل مى گردد و ديه به ورثه مقتول مسترد مى شود و اگر قصاص كرده بايستى ديه بپردازد.

14 ـ اگر كسى متهم به قتل شود، بايستى تا شش روز بازداشت شود، اگر ورثه مقتول دليل و مدركى اقامه نمودند فبها، و گرنه رها شود.

رواياتى درباره قسامة

امام صادق (ع): قسامه بدين جهت در اسلام مقرر گشت تا جان مردم در امان باشد، و اگر احيانا يك نفر فاسق قصد جان كسى بكند، و يا در جائى كه بيننده اى نباشد در صدد ترور كسى برآيد از قانون قسامه بترسد و از اين كار منصرف گردد.حلبى گويد: از امام صادق (ع) درباره قسامه سؤال نمودم، فرمود: آرى، اين قانون حقيقت دارد و در نزد ما نوشته شده است، و اگر قسامه نمى بود، مردم يكديگر را مى كشتند و پيامدى هم در كار نبود، و اين قسامه مايه نجات جان مردم است.بريد بن معاويه گويد: از امام صادق (ع) درباره قسامه پرسيدم، فرمود: در مورد هر حقى مقرّر چنان است كه بيّنه بر مدّعى باشد و قسم بر مدّعى عليه، جز در مورد خون بخصوص، موقعى كه رسول خدا (ص) در خيبر بودند، مردى از انصار نايافت گرديد، پس از چندى جسد كشته او را يافتند، كسان مقتول مدّعى شدند كه فلان يهودى وى را به قتل رسانيده است، حضرت به اولياى دم فرمود: دو نفر مرد عادل از غير خودتان (جز مدعيان قتل) حاضر كنيد، كه طبق گواهى آن دو وى را قصاص كنم، و اگر دو گواه يافتيد پنجاه نفر از شما بدين ادّعا سوگند ياد كنند، كه وى را به كيفر قصاص محكوم سازم.آنها گفتند: اى رسول خدا! دو شاهد از غير خودمان نتوانيم حاضر نمود، وبر چيزى كه نديده ايم دوست نداريم سوگند بخوريم.پس حضرت ديه آن كشته را (از بيت المال) بپرداخت، و فرمود: همانا جان مسلمانان به وسيله قسامه حفظ و حراست گرديد، تا اگر بى دين فاجرى بر دشمن خود دست يافت همين قانون، وى را از ارتكاب قتل باز دارد و از اين عمل منصرف گردد...(وسائل:29/151153)                  


              

نوشته شده توسط در جستجوی ستاره در ساعت 20:17 
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:8 |

چند تست حقوقی

 

 

 


1-  وکیل 15 روز بعد از ابلاغ حکمی که قابل تجدید نظر است از وکالت ممنوع شده است ابتدای مدت تجدید نظر خواهی :

الف )از تاریخ ابلاغ به وکیل است

ب)از تاریخ ابلاغ به موکل است

ج)از تاریخ ممنوع شدن وکیل از وکالت است

د)از تاریخ رفع ممنوعیت وکیل از وکالت است

 

2- اگر خواسته پول خارجی باشد بهای آن از نظر هزینه دادرسی :

الف)مبلغی است که خواهان به تشخیص خود در داد خواست تعین نموده است وخوانده در اولین جلسه دادرسی آنرا تکذیب نکرده است

ب)ارزیابی پول خارجی به نرخ رسمی در زمان صدور رای است

ج)ارزیابی پول خارجی به نرخ بازار در تاریخ تقدیم دادخواست است

د)ارزیابی پول خارجی به نرخ رسمی در تاریخ تقدیم دادخواست است

 

3- دستور موقت در صورتی هزینه دادرسی دارد:

الف) در دادخواست راجع به اصل دعوا در خواست شود

ب)در جریان دارسی درخواست شود

ج)قبل از طرح دعوای اصلی در خواست شود

د)ضمن تجدید نطر خواهی نسبت به دعوای اصلی مطالبه شود

                   

                                                                                             آزمون وکالت (آبان ماه 1377)

 

1-صاحب سند در مقابل تردید سند خود را استر داد نموده است در این صورت استردادسند دلیل :

الف)بطلان آن نخواهد بود

ب)بطلان آن خواهد بود

ج)مجعول بودن آن خواهد بود

د)بی اعتباری مندرجات وامضائات آن خواهد بود

 

2- طرفین در ظرف ... از تاریخ ... حق رد کارشناس را دارتد .

الف)ده روز جلسه دادرسی

ب)یک هفته صدور قرار کارشناسی

ج)یک هفته ابلاغ اخطاریه وصول نظر کارشناس

د)یک هفته ابلاغ قرار کارشناسی

                                                                                              آزمون وکالت (1374)

 

1-   در قتل خطای محض عاقله در کدام یک از موارد زیر ضامن است

الف)در صورتی که قتل به شهادت شهود ثابت شود

ب)در صورتی که قتل در نتیجه خوددرای متهم از قسامه ثابت شود

ج)در صورتی که قتل به اقرار متهم ثابت شود

د)در صورتی که قتل در نتیجه نکول متهم از سوگند انجام شود

 

2-اگر شخصی به ارتکاب عملی که جرم  بوده به حبس تعذیری محکوم وحکم قطعی شده باشد وقبل از اجرای حکم به موجب قانون لاحق آن عمل دیگر جرم شناخته نشود به ترتیب ذیل انجام خواهد شد:

الف)مجزات حبس اجرا می شود

ب)نصف مجازات اجرا بقیه آن اجرا نمی شود

ج)حکم اجرا نمی شود ولی سابقه کیفری یرای محکوم علیه باقی می ماند

د)حکم اجرا نمی شود وسابقه کیفری برای وی مترتب نمی گردد

                                                                                   

 

 

1-  آیا سفیه میتواند برای انجام دادن معامله به دیگری وکالت دهد

الف) سفیه تنها می تواند در امور غیر مالی به دیگران وکالت دهد

ب)سفیه می تواند برای معامله به دیگران وکالت دهد

ج)سفیه اهلیت وکالت دادن به دیگران را ندارد

د)سفیه میتواند در امری به دیگران وکالت دهد که خود او  در انجام آن امر اهلیت دارد


 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:6 |

شیرین عبادی
مادر پنج فرزند
وکیل دادگستری  ومدرس دانشگاه
متولد 31 خرداد
دختر اول ایشان دانشجوی حقوق دانشگاه شهید بهشتی با رتبه 26
دختر دیگر فارغ التحصیل مهندسی برق گرایش مخابرات از دانشگاه شهید بهشتی که برای ادامه تحصیل به کانادا رفته اند
 10403.jpg       
 
 
 
 
 
10402.jpg
 
 
 
 
 
 
10404.jpg
 
 
 
10408.jpg
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:5 |

عجب خلقی خدا دارد

 

 

 

اشاره در مراسم فارغ التحصیلی دوره هجدهم دانشکده علوم قضایی واداری تعدادی از دانشجویان اشعار ومطالب خود را ارایه نمودند . یکی از اشعار که توسط اقای خلیل فیلوندی سروده شده است در زیر می آید:

 

 

عجب خلقي خدا دارد :

عجب دنیای جوراجور

عجب خلقي خدا دارد

يكي طاعت به حد اوج برده طاقت يك شب جدايش از ذكر و عبادت نيست يكي رنگ و زبان ودين ديگر دارد اما كم

از اينش هيچ احقاق دخالت نيست

يكي از كشتن و خون  خوردن و بردن دريغش از تجاوزها و غارت نيست

هزاران كار از اين بالاترش منع و كراهت نيست

دريغا اين چه دنيايي است كه در يك گوشه آن هم

به حد ذره اي عدل و عدالت نيست

عجت بازار ظلم و زور

عجب خلقي خدا دارد

اگر خاك خدا از اين كه او پا بر سرش بگذاشته بر خويش مي بالد

اگر كه قامتي صدها قيامت كرده قائم همچو سروي راستين دارد

اگرتر پنجه هاي نازكي در آستين دارد

اگر عشقي گدازان يا كه مهري آتشين دارد

نه ديگر يك نظر با عاشقي گم كرده خود از خود رها دارد

نه ترسي از خدا دارد

خداوندان ناز  اين مردم مغرور

عجب خلقي خدا دارد

دو رو يان مرد حق و عاشقان يك وصله ناجور بر اندام خلق اينك

محبت كيمايي خفته در آوار ايام گذشته عشق شرم آورترين جريان قرن اينك

دراين وادي وارون رسم بي سامان آلوده

سراي دفن عشق و شور

عجب خلقي خدا دارد

چه دنيايي عجب شهري عجب جايي

نمي گيرد خبر همسايه از همسايه خواهراز برادر مادر از فرزند

نمي بيند پدر حتي به سالي يك فقط يك بار روي دختر دلبند

يكي در اوج آسايش يكي در پنجه فقر و نداري بسته و دربند

يكي صاحب نوا يك شهر خواهشمند

چه از نزديك و چه از دور

عجب خلقي خدا دارد

عجب عهدي و دوراني دگر تعداد توپ و تانك و آدم ها برا برگشته حتي بيشتر شايد

دگر نان هم زجان خلق   زخون حلق مي آيد به دست اكنون

شرف يا قدر ملت ها در اين دوران به حجم تير و باروت و فلز بسته است

بشر از مذهب و ايمان و دين خسته است

و از انسانيت مهجور

عجب خلقي خدا دارد

عجب دنياي ناجوري

عجب ظلمي عجب زوری

عجب شهري پر از فرزند آدم – نسل از انسانيت دوري

عجب خلقي خدا دارد

 

 برگرفته از نشریه داخلی قوه قضائیه(مآوی).ج ۱

 

 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 20:2 |
               آدرس ما

                                                                                                                                                                                                         

Day_yalda_nsr@yahoo.com        


         منتنظر نظرات و مطالب شما هستیم

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 19:59 |
                     شعرت بخوان و

                                               بر من گذر کن

                      با تار گو  گریه را دمساز کن

                                       آواز کن آوازه خوان آواز کن شب را

به جان عاشقان آن دم سحر کن

هان یلدای من

با این شب خود سوز کن و ساز

شیرین تر از شیرین ...ای خاطر دیرین

آری حذر کن

                     فرهاد من نبودم

                                             هیچ دانستی تو این راز

                      آه آه افسوس و صد افسوس

                               در بیابان جنون

                                       عین مجنون بودم

                                                                                  فردانه دیروز نه

                      بلکه در سایه اکنون بودم

                                                                      پیش خاکستر وققنوس

                                          ...

                                آسمان همه اش رنگ خدا داشت

وصداقت شهرش

خانه ام کلبه ای که دلم به آن می اندیشید

حیف وحیف باز......

آری آری

((حرف را باید زد                                 درد را باید گفت))

                               من تنها و فقط با لیلی (سنگ بنایش خواب نیست؟)

                                                 آری کلبه ای خواهم ساخت با لیلی...

 

                                                       کلبه ای خواهم ساخت

                                                                                             اما ...دور اما...دیر 

                              دم نباید زد و باید رفتن

                                             قول خواهم داد

                                                             که شود کام دلم سیر  هرچند که دیر

                                                                      اما دور اما دیر

 

                                                (دروغ نیست همیشه عاشق خواهم ماند)               ازدفتر پاره پاره

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 19:42 |
برای از تو سرودن ترانه کم دارم                برای با تو نشستن بهانه کم دارم

برای دیدن آن چشمهای دریاییت               دو چشم لایق آن بیکرانه کم دارم

                        ...............................................

زن و تندیس حوایی دوباره           تنی از خاک و دنیایی دوباره

اسیر دار شب شد دست خورشید           غروب وحس فردایی دوباره  

                                 کریمی حقوق ۸۲ زابل

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 14:45 |
Go to fullsize imageGo to fullsize imageGo to fullsize image

 


پريسا ،خواننده‌اي بزرگ و هنرمندي خاضع است. وي در سال ۱۳۲۸ در تهران در

خانواده اي متدين به دنيا آمد . وي فارغ التحصيل هنرستان موسيقي است و در

زمينه آواز از محضر اساتيدي چون مرحوم استاد محمود کريمي و عبدالله دوامي

استفاده های فراوان برد.

 

    پریسا

در زمينه موسيقي نيز از تعاليم اساتيدي همچون دکتر داريوش صفوت بهره گرفت.

 او مدتي در مرکز حفظ و اشاعه موسيقي سمت استاد آواز بانوان را در اختيار داشت.

از فعاليت‌هاي هنري اومي‌توان به تدريس و برگزاري کنسرت‌هايي در ايران و خارج از

ايران به همراه حسين عليزاده،پرويز مشکاتيان،حسين عمومي،علي‌اکبر شکارچي

و ...نام برد.


وي از معدود خواننده‌گاني بود که قبل از انقلاب ايران هنر خود را به پول نفروخت و

حاضر  به خدشه‌دار شدن هنرش نشد و هميشه به دور از هياهو و ابتذال هنر خود را

 عرضه کرد.

بعد از انقلاب نيز با ممنوع شدن پخش صداي آواز زنان حاضر به ترک ايران نشد و

هنرش را در اختيار سود جويان قرار نداد.

وي هم اکنون فعاليت هنري خود را در ايران و خارج از ايران ادامه مي‌دهد که آخرين

 آن برگزاري کنسرت به همراه گروه دستان به سرپرستي حميد متبسم و همراهي

حسين بهروزي‌نيا و پژمان حداد بود.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 12:42 |
آدرسهاي حقوقي
* توجه و تذكر مهم براي استفاده از آدرسهاي اعلامي :

از آن جائيكه امروزه اكثر دستگاهها و ادارات دولتي در تدارك برپايي سايت اطلاع رساني يا توسعه سايت قبلي در اينترنت ميباشند ، ممكن است در هنگام ملاحظه اين صفحه تغييراتي در خصوص آدرس دستگاهها بوجود آمده باشد ، لكن فهرستي از مهمترين آدرسهاي حقوقي و داخلي به اين شرح قابل استفاده ميباشد .



* قوه قضائيه و حقوقي

سايت رسمي قوه قضائيه - www.judiciary . ir

دادگستري استان تهران - www.dadgostary - tehran . ir

سازمان زندانها و اقدامات تاميني كشور - www.iranprisons . ir

اداره كل روابط عمومي قوه قضاييه - www.irjpr.com

معاونت آموزش و تحقيقات قوه قضائيه - www.law - training.org

شبكه خبري قسط ، وابسته به قوه قضائيه - www.ghest.com

دانشكده علوم قضائي و اداري - www.fic . ac . ir

دبيرخانه جرائم رايانه اي - دفتر توسعه قضائي www.cybercrime . ir

سازمان بازرسي - www.gioir.org

نيروي انتظامي - www.policeir.org

روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران - www . rooznamehrasmi . ir

روزنامه مآوي وابسته به معاونت اطلاع رساني قوه قضائيه
www . iranjudiciary . org/persian/publication/mava/latest - issue . aspx

كميته مطالعات حقوق تكنولوژي - www . tco . gov . ir

راهنماي منابع حقوقي در شبكه اينترنت ، دانشكده حقوق دانشگاه علامه
http://lp . atu . ac . ir/portal _ law/portail.htm

بانك اطلاعات قوانين شركت داده پردازي - www . dpi . net . ir

موسسه انتشارات حقوقي مجد - www . majdpub . com

بانك اطلاعات قوانين و مقررات آقاي علي مكرم - www . ghavanin . com

سايت مركز تحقيقات حقوقي ايران - www.lrc . ir

انجمن علمي حقوق اسلامي دانشگاه آزاد www.islamichoghugh.com

* دولتي ، رسمي و عمومي


حكومت اسلامي ( مجلس خبرگان ) - www . nezam . org

دفتر رياست جمهوري - www . president . ir

مجلس شوراي اسلامي - www . majlis . ir

كتابخانه مجلس - www . majlislib . org

وزارت امور خارجه - www . mfa . gov . ir

وزارت صنايع و معادن - www . mim . or . ir

وزارت علوم ، تحقيقات و فن آوري - www . mche . or . ir

صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران - www . irib . com

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - www . farhang . gov . ir

شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي - www.fajr . ir

مركز بين المللي گفتگوي تمدن ها - www . dialoguecentre . org

مركز امور مشاركت زنان - www . women . or . ir

ستاد نشر آثار امام خميني - www . imam - khomeini . org

مركز آموزش مديريت دولتي - www . elixiran . com

موسسه استاندارد تحقيقات صنعتي ايران - www . isiri . org

مركز آمار ايران - www . sci . or . ir

خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران ، ايرنا - www . irna . com

خبرگزاري دانشجويان ايران ، ايسنا - www . isna . com

پايگاه اطلاعات رساني ميراث فرهنگي - www . iranmiras . org

مركز اسناد و مدارك علمي ايران - www . irandoc . ac . ir

پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي - www . ri - khomeini . org

فرهنگستان ادب و زبان فارسي - www . persianacademy . ir

شوراي عالي انفورماتيك كشور - www . schi . org

سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور - www . mprog . ir

طرح تكفا - www . mporo . com


پايگاه اداره كل رفاه تعاون و خدمات اجتماعي - refah . cityoftehran . com


انجمن شركتهاي انفورماتيكي ايران - www . irica . net

انجمن انفورماتيك ايران - www . isi . org . ir

مركز تحقيقات دانشگاه صنعتي شريف - www . aictc . com


* دانشگاههاي كشور ايران

دانشگاه تهران - www . ut . ac . ir

دانشگاه شهيد بهشتي - www . sbu . ac . ir

دانشگاه تربيت مدرس - www . modares . ac . ir

دانشگاه پيام نور - www . pnu . ac . ir

دانشگاه آزاد اسلامي - www . azad . ac . ir

دانشگاه امام صادق ( ع ) - www . isu . ac . ir

دانشگاه الزهرا ( س ) - www . azzahra . ac . ir

دانشگاه علامه طباطبائي - www . atu . ac . ir

دانشگاه شيراز - www . shirazu . ac . ir

دانشگاه فردوسي مشهد - www . um . ac . ir
فهرست


* فقهي و اسلامي

دفتر آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي
www . wilayah . org
موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني ( ره )
www . imam - khomeini . org
مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي
www . noorsoft . org
پايگاه حوزه
www . hawzah . net
پايگاه امام علي
www . imamalinet . net
پايگاه فاضلين نراقي - ملامحمدمهدي وملا احمد
www . naraqi . com
موسسه دايره المعارف فقه اسلامي
www . islamicfegh . org
شبكه بلاغ
www . balagh . org
پايگاه انديشه قم
www . andisheqom . com
جامعه الزهرا ( س )
www . j - alzahra . org
پايگاه حافظان قرآن
www . hafezan . org
پايگاه اطلاع رساني اجلاس حضرت مهدي
www . ejlasmahdi . com
مركز بين المللي اهل البيت
www . al - shia . com
موسسه فرهنگي دارالحديق
www . dar - al - hadithculturalinstitute . com
مجمع جهاني اهل البيت
www . ahl - ul - bayt . org
دفتر تبليغات اسلامي قم
www . balagh . net
آستان قدس رضوي
www . aqrazavi . org
موسسه دايرة المعارف حقوق اسلامي
www . islamicfegh . org
دانشگاه جهاني اهل البيت ( عليهم السلام )
www . ahlulbaitonline . com
علامه جعفري
www . allame - jafari . com
المركز ( مركزمعجم فقهي - مركز پژوهشهاىاسلامىالمصطفى )
www . almarkaz . net
القم
www . al - qaem . net
مركز اسلامي انگليس
www . ic - el . org
پژوهشهاي اسلامي
www . islamicresearch . org
آكادمي اسلامي آلمان
www . islamische - akademie . de
موسسه فرهنگي استاد شهيد مطهري
www . motahari . com
نور المهدي
www . nooralmahdi . org
شبكه جهاني نور
www . noornet . net
مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي
www . noorsoft . org
جستجوگر پايگاه هاي شيعه
www . shiasearch . net
مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
www . taghrib . org

www . cronet . org
 
برگرفته از وبلاگ حقوق تاکستان
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 12:19 |

لیست مطالب موجود در Hoghooghdanan.com:


· عاقله اصل حمايت از خانواده (عاقله اصل حمايت از خانواده)
· وضع حقوقى فرزندخواندگى در ايران
· حق بهره ‏مندى از محاكمه عادلانه
· با چه کسانی نمی توان ازدواج کرد؟
· قانون حاكم بر فرزند خواندگي از نظر مقررات داخلي و حقوق بين الملل خصوصي ايران
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 11:45 |

لیست مطالب موجود در Hoghooghdanan.com:


· کارکردهای حقوق جزا نوشته دکتر جعفر کوشا
· چشم اندازی بر حدود و اجرای علنی آن
· سن مسووليت كيفري در حقوق اسلام
· أينده جرم شناسي و جرم شناسي آينده (ترجمه و توضيح: اسمعيل رحيمى‏نژاد)
· مقادير ديه كامله
· مجازات اعدام براساس كنفرانس بين المللي سيراكيز(ايتاليا)
· جرائم و كيفرها - ملاحظاتي درباره مجازات اعدام از (رودر Roederer
· آيا با اعدام موافقيد؟ (مجازات اعدام)
· بحثي درباره مجازات اعدام (مجازات اعدام)
· مجازات اعدام - مقررات كيفري در آئين زرتشت (مجازات اعدام)
· طرح دعواي ضرر وزيان ناشي از جرم درمرحله واخواهي (دكتر عباس زراعت – دانشيار گروه حقوق دانشگاه كاشان
+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در شنبه 28 آبان1384 و ساعت 11:43 |

میخو اهی از این کلبه تارم بروی                      اینگونه غریب از کنارم بروی

یک لقمه ی نان هست که با هم بخوریم               امشب بخدا نمی گذارم بروی

                    

  اگر میخواهی کاری را انجام دهی که هیچ وقت انجام نداده ای باید تبدیل به  

انسانی شوی که هیچ وقت نبوده ای

                                                   کریمی حقوق ۸۲ زابل

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در پنجشنبه 26 آبان1384 و ساعت 14:41 |
 يكي از  منابع ديني ،عقل است. مراد از عقل، عقل استدلال گر است. بعضي ها ممكن است معارفي را به عقل مستند نمايند در حاليكه اينها عقل نيست بلكه وهم وخيال است. عقل از واژه هاي مشترك لفظي است و معاني متعددي دارد. مراد از عقل كه منبع ديني است ، عقل استدلال گر است. عقلي كه با استدلال به نتيجه يقيني رسيده است. چون عقل استدلال گر گاهي اوقات به نتيجه ظني مي رسد وگاهي به نتيجه قطعي. پس عقل استدلال گر يقيني ، منبع شناخت آموزه هاي ديني است و لذا چون ما با برهان عقلي مي توانيم ثابت كنيم "خدا وجود دارد" مي توانيم بگوييم اين خدا وجود دارد يك حقيقت ديني است عقل استدلال گر يقيني، حجت و پيغمبر باطني است. دريچه هاي اعجاز قرآن را با عقل اثبات مي‌كنيم. عقلي كه ميگوئيم يعني باهمان قياس اقتراني يا قياس استثنايي كه در منطق مطرح است. آن هم قياس اقتراني يا استثنائي كه داراي ضروب منتج باشد نه ضروب عقيم. يعني بايد شرايطش را داشته باشد. اگر شكل اول است بايد شرايط موجبه بودن صغري و كليت كبري رادارا باشد. هر شكل اولي حجت نيست. هر قياس استثنائي حجت نيست آن قياس استثنائي حجت است كه بگوئيم P آنگاه q نقيض q، نتيجه ميدهد نقيض P را. يا بگوئيم p آنگاه q ، p نتيجه مي دهد q را. اين دو ضرب از قياس استثنائي منتج است. ضروب ديگرش منتج نيست وقتي مي گوئيم عقل استدلال گر يعني عقلي كه همراه با قياس اقتراني يا استثنايي باشد با آن شرايط خاصي كه در منطق هست. ما با اين عقل ، وجود خدارا ثابت مي‌كنيم ، ضرورت نياز بشر به دين و نبي و پيامبر(ص) را ثابت مي‌كنيم. با اين عقل ثابت مي‌كنيم قرآن كلام خداست ومعجزه است واز طريق همين قرآن ، سنت نبوي، علوي و ولوي را اثبات مي‌كنيم. از اينجا وارد دو منبع ديگر كه قرآن وسنت است مي‌شويم يعني عقل، استدلال گر يقيني است كه مارا به دو منبع ديگرديني راهنمائي مي‌كند كه قرآن و سنت است. يعني عقلي كه وجود خدا را اثبات مي‌كند و نياز بشر به دين وحجيت قرآن را اثبات مي‌كند، همان عقل هم مي گويد: اي انسان بدان؛ برد تير كمان من نامحدود نيست؛ من از اينجا به بعد اگربخواهم وارد بشوم، عقل بوالفضولم. مثل چشم ما كه همانطور كه ديدنيهاي خود را داوري مي‌كند؛ مي گويد مي بينم كه ديوار اين ساختمان قرمز است. همين چشم هم داوري مي‌كند كه بيشتر از يك كيلومتر را نمي توانم ببينم و اين چشم هم نسبت به توانائي خودش داور است هم نسبت به ناتوانيهاي خودش داوري مي‌كند. عقل بشر هم همينطور است. عقل بشر حكم مي‌كند كه اي انسان غرور پيدا نكن. من محدودم انسان قرن هجدهم و نوزدهم گمان كرد عقل بشركافي ونامحدود است. ولي بعداً كم كم ازاين تفكر عدول كرد و فهميد كه عقل ناتوان است. يعني عقل، هم توانايي خودش را درك مي‌كند و هم ناتواني خودش را و لذا مي گويد برو به سمت كتاب و سنت. و حقايق ديني ديگر را ازكتاب و سنت فرابگير.
بعد از اين سه منبع، منبع ديگري هم داريم بنام فطرت و وجدان. البته اين فطرت ووجدان گاهي گرفتار حجاب مي‌شود "ختم الله علي قلوبهم و علي سمعهم و علي العبار هم غشاوه" وآنگاه حقايق را درك نمي‌كند. ولي اين فطرت وقتي تغييري و انحراف و اعوجاجي پيدا نكند، ميتواندبعضي حقايق را براي مابيان كند ولي دو حقيقت هست كه فطرت هميشه آن را برايمان بيان مي‌كند حتي اگر گرفتار تحريف شود و آن اين است كه هميشه فطرت و وجدان ما حكم مي‌كند كه عدالت خوب است و ظلم بد است. حتي اگر از ظالم ترين انسان بپرسيم ظلم خوب است يا بد ؟ مي گويد ظلم بد است. و وقتي بپرسيم عدالت خوب است يا بد ؟ مي گويد خوب است. اين از آن فطرياتي است كه هميشه همراه انسان هست. هرچقدر هم كه فطرت تغيير پيدا كند اين احكام فطرت تغييري پيدا نمي‌كند. اين در حوزه بخش توصيه هاست. يعني يك بخش توصيه ها و گرايشهاداريم كه هيچ تغييرپيدا نمي‌كند. يك بخش هم بخش توصيفها داريم. اينهم جزو فطرت ماست كه هيچ تغيير پيدا نمي‌كند و آن اين است كه اجتماع نقيضين محال است هرچقدر هم كه فطرت انسان تغيير كند اين حكم تغيير نمي‌كند. پس هميشه اين گرايشها و انديشه ها همراه فطرت انسان است به گونه اي اينها در وجود انسان تعبيه شده است كه عوامل اجتماعي تحولات اجتماعي ،تربيت مربيان و تعليم معلمان تأثير و تغييري در اين انديشه و گرايشها ايجاد نمي‌كند. اين نكته راهم اضافه كنم كه عقل همانطوركه عقل استدلال گر است ، مولد است، توليد كننده است و انديشه هايي مانند وجود خدا ، ضرورت نياز بشر به دين يا ضرورت معاد را براي ما توليد و اثبات مي‌كند يك كاركرد ديگري هم دارد و آن اينكه كتاب و سنت را ميفهمد. يعني براي فهم كتاب و سنت (بايد از عقل) كمك بگيريم. يعني ما چون عقل داريم، كتاب و سنت را مي فهميم عقل، هم نقش فهمندگي دارد هم نقش توليد كنندگي . قبل از اينكه وارد كتاب وسنت بشويم عقل جنبه توليد كنندگي دارد ولي وقتي وارد كتاب و سنت شديم عقل در آنجا نقش فهمنده را بازي مي‌كند. عقل است كه به ما ميگويد اين عام است اين خاص است و خاص بايدقرينه عام باشد. اين كار عقل است اگر مافقط حواس ظاهري راداشتيم اين مطالب رانمي فهميديم .
سؤال : آيا اجماع جزو منابع نيست ؟
جواب : اجماع راكه به عنوان منابع ديني نشمردم براي اينكه تمام متفكران شيعي معتقدندكه در واقع اجماع به سنت بر مي گردد. چون مي گوينداگر علما ءاجماع داشته باشند كه كاشف از قول معصوم باشد حجت است. هر اجماعي حجت نيست. لذا در واقع اجماع چيزي غير از سنت نيست. چطور مي گوئيم سنت عبارت است از قول معصوم و فعل معصوم و تقدير معصوم . اگر معصوم گفتاري داشت، اگر معصوم عملي انجام داد، اگر معصوم عمل ديگري را امضا ء كرد اينها هرسه جزو سنت است اين معصوم چه پيامبر باشد چه امام باشد ما چگونه به اين قول يا فعل ياتقرير معصوم دست پيدا مي‌كنيم. از كجا مي فهميم كلام ، كلام معصوم است ؟ از طريق خبرهايي كه دست ما رسيده مي فهميم كلام ، كلام معصوم است و لذا به دانشهايي به نام علم رجال و علم حديث و درايه نيازمنديم. كه به ما ياد مي دهد كدام حديث ، حديثي است كه واقعاً مي توانيم آن را منسوب به امام كنيم يا اينكه كدام حديث جعلي است. اجماع علماءهم يك راهي است كه سنت را به ما نشان مي دهد. اجماع و اخبار راههايي است كه ما رابه سنت راهنمايي
مي‌كند. منبع ديني نيستند. راه شناسايي منبع ديني به ما هستند ولي خود سنت به عنوان منبع ديني است .

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در پنجشنبه 26 آبان1384 و ساعت 14:34 |
 

اجماع

اجماع يعنى اتفاق آراء علماء مسلمين در يك مساله. از نظر علماء شيعه، اجماع از آن نظر حجت است كه اگر عموم مسلمين در يك مساله وحدت نظر داشته باشند دليل بر اين است كه اين نظر را از ناحيه شارع اسلام تلقى كرده‏اند. امكان ندارد كه مسلمين در يك مساله‏اى از پيش خود وحدت نظر پيدا كنند. عليهذا آن اجماعى حجت است كه كاشف از قول پيغمبر يا امام باشد.

مثلا اگر معلوم گردد كه در يك مساله‏اى همه مسلمانان عصر پيغمبر بلا استثناء يك نوع نظر داشته‏اند و يك نوع عمل كرده‏اند دليل بر اين است كه از پيغمبر اكرم تلقى كرده‏اند. و يا اگر همه اصحاب يكى از ائمه اطهار كه جز از ائمه دستور نمى‏گرفته‏اند در يك مساله وحدت نظر داشته باشند دليل بر اين است كه از مكتب امام خود آن را فرا گرفته‏اند. عليهذا از نظر شيعه اجماعى حجت است كه مستند به قول پيغمبر يا امام باشد، و از اين، دو نتيجه گرفته مى‏شود:

الف: از نظر شيعه تنها اجماع علماء معاصر پيغمبر يا امام حجت است. پس اگر در زمان ما همه علماء اسلام بدون استثناء بر يك مساله اجماع نمايند به هيچ وجه براى علماء زمان بعد حجت نيست.

ب: از نظر شيعه، اجماع اصالت ندارد. يعنى حجيت اجماع از آن نظر نيست كه اجماع و اتفاق آراء است، بلكه از آن نظر است كه كاشف قول پيغمبر يا امام است.

اما از نظر علماء اهل تسنن اجماع اصالت دارد. يعنى اگر علماء اسلامى (و به اصطلاح اهل حل و عقد) در يك مساله در يك زمان (هر زمانى ولو زمان ما) وحدت نظر پيدا كنند حتما نظرشان صائب است. مدعى هستند كه ممكن است بعضى از امت‏خطا كنند و بعضى نه، اما ممكن نيست همه بالاتفاق خطا نمايند.

از نظر اهل تسنن توافق آراء همه امت در يك زمان در حكم وحى الهى است، و در حقيقت هم امت در حين توافق در حكم پيغمبرند كه آنچه بر آنها القاء مى‏شود حكم خدا است و خطا نيست.

عقل

حجيت عقل از نظر شيعه به اين معنى است كه اگر در موردى عقل يك حكم قطعى داشت، آن حكم به حكم اينكه قطعى و يقينى است‏حجت است.

اينجا اين پرسش پيش مى‏آيد كه آيا مسائل شرعى در حوزه حكم عقل هست تا عقل بتواند حكم قطعى درباره آنها بنمايد يا نه؟ ما به اين پرسش آنگاه كه به تفصيل درباره كليات مسائل علم اصول بحث مى‏كنيم پاسخ خواهيم گفت.

گروه اخباريين شيعه چنانكه قبلا هم بدان اشاره كرديم عقل را به هيچ وجه حجت نمى‏شمارند.

در ميان نحله‏هاى فقهى اهل تسنن يعنى مذاهب حنفى، شافعى، مالكى، حنبلى، ابو حنيفه قياس را دليل چهارم مى‏شمارد. از نظر حنفيها منابع فقه چهار است: كتاب، سنت، اجماع، قياس. قياس همان چيزى است كه در منطق به نام تمثيل خوانديم.

مالكيها و حنبليها، خصوصا حنبليها، هيچگونه توجهى به قياس ندارند، اما شافعيها به پيروى از پيشواشان محمد بن ادريس شافعى حالت بين بين دارند، يعنى بيش از حنفيها به حديث توجه دارند و بيش از مالكيها و حنبليها به قياس.

در اصطلاح فقهاء قديم گاهى به قياس «راى‏» يا «اجتهاد راى‏» هم اطلاق مى‏كرده‏اند.

از نظر علماء شيعه، به حكم اينكه قياس صرفا پيروى از ظن و گمان و خيال است، و به حكم اينكه كلياتى كه از طرف شارع مقدس اسلام و جانشينان او رسيده است وافى به جوابگوئى است، رجوع به قياس به هيچ وجه جايز نيست.

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در پنجشنبه 26 آبان1384 و ساعت 14:29 |

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در پنجشنبه 26 آبان1384 و ساعت 14:21 |

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در پنجشنبه 26 آبان1384 و ساعت 14:2 |

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در پنجشنبه 26 آبان1384 و ساعت 13:47 |
آواره

مناسب ترین واژه ای که مرا شرح میدهد

دلخوشی از خانه ام ندارم

خانه ام یکی مانده به آخر دنیاست

در کف یک حیاط قدیمی با هجده پله زیر زمین

سقف آجری اش را از برم

هزار و سیصد و ۱۳ آجر دارد!!!

و تنها ارتفاعی است که هر شب خواب سقوط می بیند

و میداند که چقدر عاشق زلزله ام !!!

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در پنجشنبه 26 آبان1384 و ساعت 13:43 |