مردم شب آوای من است
با من یله یلدای من است
آه بی خبرم از سحرم
یلدا شب رو یای من است
م. یلدا (یلدای ۸۴)
مردم شب آوای من است
با من یله یلدای من است
آه بی خبرم از سحرم
یلدا شب رو یای من است
م. یلدا (یلدای ۸۴)
همیشه می گفت :برام دعا کن باشه اول برا خودشون بعد برا خانواده اش
بعد برا خوشبختی اش ان شاء الله شاهزاده ای سوار بر اسب سپید راهواری
به پاکی روز اول دی( که اهورا مزدا بر سیاهی وشیطان غلبه دارد )...........
به سنت دیرینه تفال می زنیم به دیوان حافظ برای وی تا خواجه چه دارد:
صحن بستان ذوق بخش و صحبت باران خوشست
وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوشست
از صبا هر دم مشام جان ما خوش می شود
آری آری طیب انفاس هوادارن خوشست
نا گشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد
ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوشست
مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق
دوست را با ناله ی شبهای بیدارن خوشست
از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش
کاندرین دیر کهن کار سبکباران خوشست
حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست
تا نپنداری که احوال جهانداران خوشست

يلدا
صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود
سعدي
محمود روح الامینی
دي ماه، در ايران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستين روز ماه دي - که موضوع اين جستار است - و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست وسوم، سه روزي که نام ماه و نام روز يکي بود.
امروز، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا، را جشن مي گيرند. يعني آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.
واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند.
بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمني و نامبارکش مي دانستند ( و مي دانند )، تاريکي شکست مي خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي شود و روزها رو به بلندي مي نهد، و : « ... نام اين روز ميلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوي است. گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي شود، و آدميان نشو و نما آغاز مي کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي مي آورند. »
زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين ها و فرهنگ هاي بسياري از سرزمين هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شب هاي اهريمني نجات مي يافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود.
در سدهً چهارم ميلادي بر اثر اشتباهي که در محاسبهً کبيسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جاي روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند. اشارهً سنايي نيز به اين تقارن است :
به صاحب دولتي پيوند، اگر نامي همي جويي که از پيوند با عيسي چنان معروف شد يلدا
بنا بر اين نويل اروپايي (سالروز تولد مسيح) همان شب يلدا است، و نويل واقعي، يعني انقلاب شتوي در سي آذر برابر با بيست و يکم دسامبر است.
از مقاله ها و پژوهشهاي فراواني که دربارهً يلدا شده، در لغت نامه دهخدا، چکيده اي از برهان قاطع، انندراج، حواشي علامه قزويني بر آثار الباقيه شرح پور داود بر يشت ها، فرهنگ فارسي دکتر معين و يادداشت هاي مرحوم دهخدا آورده، که نقل آن بي مناسبت نخواهد بود :
يلدا لغت سرياني است به معني ميلاد عربي، و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق مي کرده اند، از اين رو، بدين نام ناميده اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح که در 25 دسامبر تثبيت شده، طبق تحقيق، در اصل جشن ظهور ميترا بوده که مسيحيان در قرن چهارم ميلادي آن را روز تولد مسيح قرار دادند. يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که درازترين شب هاي سال است. و در آن شب، يا نزديک بدان، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک مي انگاشتند. در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي شود. شاعران زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي بدان تشبيه کنند. و از شعرهاي برخي از شاعران مانند سنائي، معزي، خاقاني و سيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراک مي شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب بيست و يکم دسامبر فرانسوي است.
انگيزه هاي پايدار ماندن اين جشن را مي توان، از جمله بدين گونه برشمرد :
1- شب زايش خورشيد ( مهر ) است، از باورهاي ديني کهن.
2 - بلند ترين شب سال، يعني طولاني ترين تاريکي است، نشانهً اهريمني شبي شوم و ناخوشايند که از فردا به کوتاهي مي گرايد.
3 - پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت در جامعهً کشاورزي است. همهً قشرها و گروههايي که از فراورده هاي کشاورزي و تلاش کشاورزان بهره مندند، در جشن نخستين روز دي ماه و برداشت محصول، در شگون و شادي کشاورزان شرکت مي کنند.
« و ... در اين روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست مي کرد و در يک سفره با ايشان غذا مي خورد، و مي گفت (...) قوام دنيا به کارهايي است که به دست شما مي شود. »
آيين و جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود.
يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي آغازين زمستان، دور کرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است.
جشن خانوادگي : برگزاري مراسم يلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي است، و گردهمايي ها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود مي شود. در کتاب ها و سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره اي نشده است. ابوريحان بيروني از جشن روز اول دي ماه، که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتي و پادشاهي ياد مي کند و نامي از شب يلدا در ميان نيست، که مي توان به دليل خانوادگي و همگاني و غير رسمي بودن آن دانست.
کنار کرسي : بي گمان براي جوانان نسل امروز کرسي گذاشتن، کنار يا دور کرسي نشستن نياز به توضيح و توصيف دارد. ابزارهاي گرمازاي تکنولوژي جديد - و نيز عامل هاي ديگر - کرسي و فرهنگ مربوط به آن را به دست فراموشي سپرده است. در زمستانها، استفاده از کرسي براي گرم کردن خانه و دور کرسي نشيني معمولا از شب يلدا، نخستين شب زمستان، شروع مي شد و تا پايان چلهً بزرگ - و در برخي خانواده ها تا پايان چلهً کوچک - ادامه داشت. اعضاي خانواده از کوچک و بزرگ، دور کرسي، که روي آن را ميوه و آجيل پوشانده بود، مي نشستند.
تا مي توان ز فرش چو کرسي جدا مباش آتش به فرق ريز و مکن اختيار برف ( ميرالهي همداني )
خوراک : در همهً جشن ها و آيين ها، در جامعه هاي ابتدايي يا متمدن، خوردن و آشاميدن بخشي از مشغوليت ها و سرگرمي هاي جمع را تشکيل مي دهد.
براي شب يلدا، خوراک ويژاه اي نمي شناسم، و تهيه شام بستگي به وضع اقتصادي و روند تغذيه خانواده دارد. خوردني هاي ويژه شب يلدا ميوه هاي فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سيب، خيار، به و مانند آن است. ميوه هايي که مي بايستي در اين شب تمامي آنها بجز سيب و به خورده شود و چيزي براي فردا، يعني فرداي زمستان باقي نماند. ميوه هايي را که شب يلدا بر آن مي گذشت نمي خوردند.
به ياد دارم، تا سال 1323 که در کوهبنان ( از بخش هاي کرمان ) بودم، در خانهً روستايي ما، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم مي گذاشتند و انگور را يا همچنان که بر درخت بود، در کيسه ها مي کردند و يا در جايي خنک به بند مي آويختند. و در شب يلدا تمامي آنها مي بايستي خورده شود.
آجيل و شب چره که شامل دانه هايي چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجير و توت خشک است، در بسياري از شب نشيني ها، مهماني ها و گردش ها فراموش نمي شد. ولي در شب يلدا مي بايست ( و مي بايد ) بر سر سفره باشد. خوردني هاي شب يلدا، در واقع، ميوه و آجيل است نه غذا. برخي از خانواده ها در شب يلدا، پس از خوردن شام، براي شب نشيني شب يلدا به خانهً خويشاوند بزرگتر مي روند.
فال حافظ : يکي از رسم هاي شب يلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ( که بايستي چنين باشد )، ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا - و نيز در تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) - در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.
فال حافظ گرفتن، در شب نشيني هاي زمستان و مناسبت هايي چون چهارشنبهً آخر ماه صفر، چهارشنبه سوري، شب سيزده صفر، بعد ازظهر سيزده بدر، تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) نيز از باورهاي همگاني است ر... و در شب يلدا گويا بيشتر وصف الحال است. ممکن است در شب يلدا، براي فال حافظ گرفتن، به خانً ملا و باسواد محل رفت :
در روستاي کاورد دودانگه ساري، خواندن کتاب حافظ چندان رونقي ندارد. تنها در سال يک بار، آن هم در شب يلدا از ديوان حافظ فال مي گيريم. براي فال گرفتن غروب شب يلدا همسايگان و نزديکان، با آجيل و ميوه به خانهً ملاي ده مي رويم، که فال ما را گرفته و ببيند چه سرگذشتي دربارهً ما نوشته است.
همه رسم ها و آيين هاي شب يلدا را ( بجز دور کرسي نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسي بنشاند ) تا آنجا که پژوهش ها اجازه مي دهد، در همهً شهرها و آبادي ها سراغ داريم.
پژوهش و مطالعهً کمي دربارهً برگزاري آيين ها و رسم هايي که همگاني است و جنبهً خانوادگي دارد آسان نيست، و تنها مي توان نمونه هايي انگشت شمار را مشاهده و مطالعه کرد.
امروز نمود برگزاري آيين و رسم شب يلدا را ميتوان در روزهاي بيست و نهم و سي ام آذرماه، در بازارها و فروشگاه هاي ميوه و آجيل فروشي ها ديد. اين خريدها تا پاسي از شب يلدا ادامه دارد. در آخرين لحظه ها نيز کساني را مي بينيم که از سر کار برگشته و ميوه هايي چون خربزه و هندوانه و انار را که به آساني نمي توان در بخچال نگهداري کرد، مي خرند.
باشد که اين جشن و آيين، که در حد جشن نوروز و به روايتي، خود جشن نوروز و سال نو بوده، با وجود اشاعه و دگرگوني هاي فني و صنعتي امروز، به عنوان گوشه اي از نمودهاي فرهنگي و قومي و تاريخي اين مرز و بوم، به دست فراموشي سپرده نشود.
همهً شب هاي غم آبستن روز طرب است يوسف روز ز چاه شب يلدا آيد
محمود روح الاميني
مردم شب یلدای من است
با من یله یلدای من است
آه بی خبرم از سحرم
یلدا شب رو یای من است
م. یلدا (یلدای ۸۴)
یه شعر حقوقی تراوش شده ی ذهن کوچیکمه تا فراموش نشده
پست می کنمش
به ایقاع عشقت خریدم بتا
فضولم که نفعی نبردم جدا
چه دردیست چه داغیست خدا
چرا من به حقم نبودم رضا
م.یلدا( آذر ۸۴)
يك شعبه بانك صادرات در حد فاصل ميدان ضد و امام خميني (ره) مشهد مقارن ظهر يكشنبه مورد سرقت قرار گرفت.
يك شعبه بانك صادرات در حد فاصل ميدان ضد و امام خميني (ره) مشهد مقارن ظهر يكشنبه مورد سرقت قرار گرفت.
دو سارق با ورود به بانك صادرات دستهاي تراول چك كه روي ميز معاون بانك بوده را به سرقت بردند و با يك دستگاه موتورسيكلت از محل متواري شدند.
گفته ميشود مبلغ ۲۰۰ميليون ريال از اين بانك در قالب تراول چك ، سرقت شده است .
سرهنگ دوم شهسوار پور مسوول روابط عمومي فرماندهي انتظامي خراسان رضوي هم با تاييد اين سرقت گفت :پليس هم اينك در حال تحقيق بهمنظور شناسايي و دستگيري سارقان است.
جلسه معارفه گرفتیم تا سو ء تفاهم از بین بره غیر خانم اسدی عزیز که همیشه ما رو شرمنده ی خودشون می کنن و همچنین میر لطفی
از ته دلم از این دو عزیز سپاسگزارم .
من بی مرامم یا بچه های ۸۲
که رفتن اردو یه تعارف هم به ما نکردن (تازه خود همین آقای کریمی خوب وبرادر قشنگم هم بودش )
من بی مرامم یا بچه های ۸۳
بهشون گفته بودم برای نشریه عدلیه وایستن بعد کلاس آقای قاسمی حقوق اداری
البته ترم پیش با همین آقای کریمی خواستیم نشریه رو منتشر کنیم گفتیم از بچه های ۸۳ کمک بگیریم
آخه دو نفر یه جورایی ضایع بود که یک نشریه رو مدیریت کنن . ولی ناصری رو نشناختین داداش
راستی از لج شما همتون هم شده این نشریه عدلیه می آدش بیرون
ولی مثل اینکه آقای کریمی با این تفاسیر حق را به من ندی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
داشتم می اومدم زابل توی ماشیبن انفلو آنزا گرفتم (تو این سه ساله که زابلم سه دفعه بسیار فجیع و خطر ناک سرما خوردم سه دفعه هم تو بجنورد ).بلا خره رسیدم به شهر قشنگ مشهد که همیشه وقتی می رسم به خاک پاکش نمی دونم چرا بی اختیار گریه ام می گیره .
ساعت ۵ از میدان جهاد سوار شدم ساعت ۸ صبح رسیدم مشهد تا بولوار طبرسی رسیدم ساعت ۱۱ بودش .
به خونه ای می رفتم که تا به حالا نرفته بودم .
حتی قسم خورده بودم ...........
ولی رفتم تسلیت عرض کردم مادر بزرگ خانمم در حال .... هستش نمی دونم شاید اون هم تا چند وقت دیگه به دیار کمتر ناآشنا ملحق بشه (زبونم لال خانمم نشنوه )چون نور چشمی اش هست .
منو فرستادن طبقه ی بالا خانمم رو فرستادنش پیش من (برام صبحونه آورد)
خلاصه مراسم پدر بزرگه رو شرکت کردیم (پدر بزرگ خانمم)ناهار خوردیم نمک گیر شدیم .اون هم نمک گیر مشهدی ها .....
تا ساعت ۵ بهشت رضا (ع ) بودیم بعد رفتیم ترمینال سوار شدیم برای بجنورد به همراه مامان و خانم
کم کم مرض ام عود کرد ...
رسیدم خونه افتادم .
یه ماه پیش تو زابل پنی سیلین زده بودم و به حالت کما رفته بودم .
تو خونه هرچی اصرار کردن بیا ببریمت بیمارستان نرفتم .چون قبل از مرگ خیلی کار ها رو باید انجام شون بدم .......
خلاصه انقده هم بی مرام نیستیم ( آقا....)
دیشب می خواستم بمیرم شب خیلی سختی بود البته با وجود حضور .................................
آخه نمی دونم چرا وقتی سرما می خورم تا سر حد مرگ می رم به قرآن
راستی فردا آزمون تربیت بدنی دارم شنا و پرش جفت من تا هفته ی بعد هم نمی رسم .
همه تون رو دوست دارم به امید دیدار
همین اقای ناصری خودمون تا قبل از اینکه رای بیاره همیشه با من بود از وقتی رای آورده انگار نه انگار
که کریمی هم روی این کره خاکی هست یا نه
یه شعر تقدیم به همتون البته کوچیکه
گر چه از ماجرا جدا هستید فصل شیرین ماجرا هستید
می شناسندتان اهالی شعر راز شعرید و برملا هستید
گفته بودید شعرتان زیباست شاعر شعر ما شما هستید
کریمی حقوق ۸۲
طرح ملّی سلسله مسابقات بزرگ كتابخواني آفتاب در آينه
|
به منظور آشنايي با انديشه های ناب حضرت امام خميني (ره) ؛ طرح ملّی سلسله مسابقات بزرگ كتابخواني « آفتاب در آينه » با هدف تبيين ، ترويج و تعميق آراء و نظرات امام خميني (ره) و به منظور آشنايي دانشجويان با انديشه هاي ناب امام خميني (ره) در زمينه هاي فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي و عرفانی در هر ترم از سوی جهاد دانشگاهی در سطح دانشگاههاي سراسر كشور برگزار مي شود . » |
| |||
|
می پرسم کسی اینجاست
کسی اینجا پیام آورد نگاهی یا که لبخندی
فشار گرم دست دوست مانندی
ومی بینم صدایی نیست نور آشنایی نیست
حتی از نگاه مرده ای هم رد پایی نیست
صدایی نیست إلا پت پت شمعی در جوار مرگ
ملول و با سحر نزدیک دستش گرم کار مرگ
م. امید
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی
چه نیازی چه غمی است
یا نگاه تو که پر عصمت و ناز بر من افتد
چه عذاب و ستمی است .
دردم این نیست که من بی تو دگر از از جهان دورم
وبی خویشتنم
پوپکم آهوکم
تاجنون فاصله ای نیست
از اینحا که منم
مگرم سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چکار آیم من؟ من بی تو
چون مرده چشم سیاهت
منشین اما با من منشین
تکیه بر من مکن ای پرده ی طناز حریر
که شراری شده ام
پوپکم آهوکم
گرگ هاری شده ام
م .امید
آقای رئیس جمهور عدالتجو جون مادرت ببین ما کجا داریم درس می خونیم
باید بین ما و دیگران فرقی قائل شد .
حد اقل یه امتیازی بدین
بابا چی می گی یه چیز هم تازه باید بپردازی .
پس بی خیال
امروز سه شنبه ۲۲ اذر ماه وزیر علوم در دانشگاه از سلف دانشگاه دیدن فرمودند .
بابا ایول چه حفاظتی شد از آقای وزیر
تو دیگه کی هستی ؟!!!!!
مراوده ه جبرئيل امين با حضرت زهرا (س)
«براي زنها كمال افتخار است كه روز تولد حضرت صديقه را روز زن قرار داده اند. افتخار است و مسئوليت. من راجع به حضرت صديقه (س) خودم را قاصر مي دانم ذكري بكنم. فقط اكتفا مي كنم به يك روايت كه در كافي شريف است و با سند معتبر نقل شده است و آن روايت اين است كه حضرت صادق (ع) مي فرمايد:
فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در اين دنيا بودند و حزن و شدت بر ايشان غلبه داشت و جبرئيل امين مي آمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض مي كرد و مسائلي از آينده نقل مي كرد. ظاهر روايت اين است كه در اين 75 روز، مراوده اي بوده است، يعني رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است و گمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياي عظام درباره كسي اينطور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئيل امين رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتيه اي كه واقع مي شده است، مسائل را ذكر كرده است و آنچه كه به ذريه او مي رسيده است، در آتيه ذكر كرده است و حضرت امير هم آنها را نوشته است. كاتب وحي بوده است حضرت امير، همان طوري كه كاتب وحي رسول خدا بوده است- و البته آن وحي به معناي آوردن احكام ، تمام شد به رفتن رسول اكرم (ص)- كاتب وحي حضرت صديقه در اين 75 روز بوده است. مسئله آمدن جبرئيل براي كسي يك مسئله ساده نيست، خيال نشود كه جبرئيل براي هر كسي مي آيد و امكان دارد، بيايد، اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسي كه جبرئيل مي خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است، چه ما قائل بشويم به اين كه قضيه تنزيل، تنزل جبرئيل به واسطه روح اعظم خود اين ولي است يا پيغمبر است، او تنزيل مي دهد او را و وارد مي كند تا مرتبه پايين يا بگوييم كه خير، حق تعالي او را مامور مي كند كه برو و اين مسائل را بگو. چه آن قسم بگوييم كه بعض اهل نظر مي گويند و چه اين قسم بگوييم كه بعض اهل ظاهر مي گويند تا تناسب مابين روح اين كسي كه جبرئيل مي آيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است، نباشد اشكال ندارد اين معنا و آن تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياي درجه اول بوده است. مثل رسول خدا و موسي و عيسي و ابراهيم و امثال اينها. بين همه كس نبوده است. بعد از اين هم بين كسي ديگر نشده است. حتي در باره انبياء هم من نديده ام كه وارد شده باشد، اين طور كه جبرئيل بر آنها نازل شده باشد.
فقط اين است كه براي حضرت زهرا (س) است كه آن كه من ديده ام كه جبرئيل به طور مكرر در اين 75 روز وارد مي شده و مسائل آتيه اي كه بر ذريه او مي گذشته است، اين مسائل را مي گفته است و حضرت امير هم ثبت مي كرده است و شايد يكي از مسائلي كه گفته است، راجع به مسائلي است كه در عهد ذريه بلند پايه او حضرت صاحب (س) است، براي او ذكر كرده است كه مسائل ايران جزو آن مسائل مي باشد. ما نمي دانيم، ممكن است. در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلي كه براي حضرت زهرا ذكر كرده اند- با اين كه آنها هم فضايل بزرگي است- اين فضيلت را من بالاتر از همه مي دانم كه براي غيرانبياء (ع) آن هم نه همه انبياء، براي طبقه بالاي انبياء (ع) و بعضي از اوليايي كه در رتبه آنها هست، براي كسي ديگر حاصل نشده و با اين تعبيري كه مراوده داشته است، جبرئيل در اين هفتاد و چند روز، براي هيچ كس تاكنون واقع نشده و اين از فضايلي است كه از مختصات حضرت صديقه سلام الله عليها است.»از بيانات حضرت امام خميني (ره) در ديدار جمعي از بانوان در تاريخ 11/12/1364
انجمن اسلامی دانشجويان منچستر
ای خدا دو تا حقوق مدنی با همدیگه اون هم دو تا ۳ واحد
مدنی ۶ و۷
نزدیک به ۱۲۰۰ صفحه باید برای امتحان پایان ترم بخونیم
راستی این هفته آقای نامجو جمعه می آدش برای اون هایی
که جزای اختصاصی ۱ رو این ترم گرفته اند . فکر کنم ساعتش ۴تا۶ بعد از ظهر باشه
موفق باشید
دبیر انجمن تون ناصری
واقعا" نفس گیر طاقت فرسا ولی خیلی پر بار از هر لحاظ بود .
طبق آخرین اطلاعات رسیده واصله از دبیر کل انجمن رئیس دانشگاه در اولین روز ریاست با برگزاری هفته
پژوهش مخالفت نمود .
مثل اینکه هنوز دو سه روز از ریاست دکتر نوری نمی گذره ایشون خواسته خودی نشون بده
البته خبر دارید که مراسم معارفه دکتر غلامرضا نوری با حضور معاون وزارت علوم در سالن آمفی تئاتر
دانشگاه برگزار شد . اینو هم بگم ترم پیش باید الف می شدم تا هفت ترمه تموم کنم شانزده بیسو هفت بیشتر نشد .بارسیدن هفته پژوهش دلهره ی من خیلی زیاد می شد خیلی خوش به حال من شد.
همه چیز بستگی به این ترم داره . برام دعا کنین .باید به قولی که به بچه های ۸۳ دادم عمل کنم .
ان شاء الله امروز می رسم سر کلاسشون در مورد نشریه بیشتر حرف می زنیم
یاری اندر کس نمی بینم
یاران را چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
دوستی کی آخر آمد
دوستداران را چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
دلم گرفته ای همنفس پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس