|
|
خبر تازهوقتي گوشش شنوا نيست آره وقتی گوشش شنوا نیست
|
| حق مالکیت معنوی شأن انسانی را در نظر گرفته است | |
| عضو شورای حقوق بشر دانشگاه مفید در سومین روز از کنگره بین المللی اخلاق زیستی گفت : محققان با داشتن حق مالکیت معنوی شأن انسانی را بر اساس اصول اخلاقی و حقوقی در نظر می گیرند . | |
|
به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر" دکتر محمد حبیبی عضو شورای حقوق بشر دانشگاه مفید در کنفرانس بین المللی اخلاق زیستی در مورد حق مالکیت معنوی فناوری زیستی از دو منظر حقوقی و اخلاقی صحبت کرد . وی حق مالکیت معنوی فناوری را از منظر حقوقی بسیار متنوع دانست و گفت : ما در کدام نظام حقوقی می توانیم به حق مالکیت معنوی فناوری بپردازیم ؟ اما در دانش اخلاق زیستی این موضوع از لحاظ متدولوژی بسیار گسترده است . دکتر حبیبی تلاش های اخیر یونسکو در اخلاق زیستی را در راستای تحقق حق مالکیت معنوی اخلاق زیستی و مهندسی ژنتیک مهم ارزیابی کرد و افزود : وقتی تعامل بین حق مالکیت معنوی و اخلاق زیستی برقرار می کنیم یک ارتباط منسجمی بین این دو قرار دارد ، در نظام های حق مالکیت معنوی ، مکانیسم های پیچیده نهفته است . وی بر کرامت انسانی در مالکیت معنوی تأکید کرد و گفت : کرامات انسانی دارای تاریخ گسترده ای است . در حق کرامت انسانی به مخترع این حق داده می شود تا باتوجه به علمکردش به نتایج مطلوبی برسد و بتواند از سوء استفاده جلوگیری کند . در مالکیت معنوی این اجازه داده شده تا بر اساس شأن انسانی و اخلاقی مخترع بتواند به اندیشه هایی نوینی برسد . کرامت انسانی در دنیای واقعی درک حقوق کلی است . دکتر حبیبی فناوری زیستی و کرامات انسانی را یک ارتباط دو سویه توصیف کرد و گفت : با تحقق فناوری حق مالکیت معنوی، نه تنها کرامت انسانی حفظ می شود بلکه نگرانی های حق سلبی را مرتفع می کند . در این شرایط مخترع ابزارهای قانونی دارد تا بر اساس اصولی اخلاقی، اختراعش را به ثمر رساند . | |
خبر گزاری مهر تهران:۱۱:۲۱ , ۱۳۸۴/۰۱/۰۸ |
گفته بودی یک سبد عشق وصفا تقدیم تو
مهربانا جانم از سر تا به پا تقدیم تو
گفته بودی می نویسم نامه ای اما نشد
دفتر دل بردی و این هر دو تاتقدیم تو
گفته بودی غمزه ای هم در خفا تقدیم تو
نازنینم چشمهایم بی ریا تقدیم تو
م. ن. یلدا
اي به داد من رسيده تو روزاي خود شکستن
اي چراغ مهربوني تو شباي وحشت من
اي تبلور حقيقت توي لحظه هاي ترديد
تو شبو از من گرفتي تو منو دادي به خورشيد
اگه باشي يا نباشي براي من تکيه گاهي
براي من که غريبم تو رفيقي جون پناهي
ياور هميشه مومن تو برو سفر سلامت
غم من مخور که دوريت براي من شده عادت
حوا اگر نبود تو آدم نمی شدی تو اشرف خلایق عالم نمی شدی
شر بودی و برای خدا دردسر اگر حوا نبود از شر او کم نمی شدی
در جنگل مجعد و ممنوعه ی خدا گندم که هیچ لایق جو هم نمی شدی
حوا توهم بدان که اگر آدمی نبود هاجر سمیه فاطمه مریم نمی شدی
اکبر کریمی حقوق ۸۲

چون دایره از حجم خمودی مردم
مقصود تو زانو زدنم بود اما
از فرط غرور خود عمودی مردم
ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
دلبری عشوه گری سرکش وعیارش ده
تا بداند که شب ما به چسان می گذرد
غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده
تنهايم،تنهاي تنهايم
آزاد از امروز و فردايم)
مگه عاشقت نبودم)
مگه باورت نداشتم
مگه آخرش دلم رو
پاي باورم نذاشتم
مگه هر نفس نخواستم
تو رو همنفس بدونم
چي شد اون دلا كه بايد
حالا با خودم بخونم
(تنهايم،تنهاي تنهايم
آزاد از امروز و فردايم)
مگه پاي قصه هامو
به شب تو وانكردم
مگه تا همين ترانه
تو رو همصدا نكردم
تو رو همصدا ندارم
كه نموندي عاشقانه
مي خوام با خودم بمونم
برو از همين ترانه
(تنهايم،تنهای تنهایم
آزاد از امروز و فردايم)
گفتم که تنم گفت فدا می خواهم
گفتم که بمیرم عاقبت از غم تو
گفتا به درک من از خدا می خواهم
محمد جوکارو حال کردی ؟!!!!!!!!!!!!!!!!
دنیا همین دنیا همین دنیا همین است
در چشم من گاهی جنایتکار معصوم
معتاد شبهای خیابان نازنین است
ای کاش میشد دست سردش را ببوسم
مردی که مرده نعش او روی زمین است
" آدامس از من می خری؟ " دختر ولم کن
کوری مگر هی می کشی؟ این آستین است
" آقا اجازه میدهی کفش شما را....؟
کارم میان واکسی ها بهترین است"
بیمار ترمینال صد تومان کرایه
آنجا نشسته پیرزن اندوهگین است
پاسور سی دی عکس وزنه فال حافظ
اینجا پر از تصویرهای شرمگین است
بنویس خوانا بنویس از شاعری که
در جستجوی گنج در میدان مین است
اقای ناصری این حکومت ملاهارو بد اومدی
به حكم اعدام دختر جوان 19 ساله (دلارا) اعتراض كنيم
انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران
دختر جواني بنام دلارا دارابی، 19 ساله در شهر رشت به اعدام محكوم شده است. بعد از بروي كار آمدن احمدی نژاد، ماشين جنايت و سركوب حكومت ملاها، با شتاب بيشتري به قتل و كشتار و شكنجه جوانان و زنان اين مرز و بوم ميپردازد.
دلاراي جوان که متهم به قتل يكي از اقوامش ميباشد، گفت با پسري نامزد كرده بود و براي تهيه وسايل ازدواجشان به همراه نامزدش، قصد دزدي از خانه زن ثروتمندي از اقوامش را داشته، در جريان درگيري با وي، زن كشته ميشود. در حال حاضر، دادگاه، دلارا را به اعدام و مرد مربوطه را فقط به چندين سال زندان محکوم کرده است!
دلارا در زمان وقوع قتل هفده سال بيش نداشت و نامزدش به وي گفته بود که او بدليل کم سن بودن مشمول مجازات نخواهد شد. به همين دليل از دلارا خواسته بود تا جرم قتل را به گردن بگيرد. او با چهره اي معصوم و با غمي سنگين در چشمانش ، بارها گفته است كه آخر چگونه ممكن است به قتل زني آنهم از اقوام خودمان دست زده باشم، من حتي آزارم به يك پشه هم نرسيده بود. دلارا که از کودکي نقاشي ميکرده و اکنون نقاش و هنرمند است، در زندان رشت بسر ميبرد.
کميته بين المللي عليه اعدام به اين حکم وحشيانه شديدا معترض است و خواهان لغو فوري حکم اعدام دلارا دارابي 19 ساله ميباشد. ما از همه نهادهاي مدافع حقوق بشري و عفو بين الملل خواهان دخالت دراين مورد و اعتراض رسمي به حکومت اسلامي هستيمּ
طي سال گذشته 7 جوان زير 18 سال و يا جواناني كه در زمان وقوع جرم به سن قانوني نرسيده بودند اعدام گرديده و تعداد زيادي نيز حكم اعدام دريافت كرده اند.
اعدام نوجوانان و کودکان در ايران يک عمل شنيع و وحشتناک است که بايد با عکس العمل بين المللي مواجه شودּ دلارا در هنگام وقوع اين جرم٬ حتي اگر مجرم بوده باشد 17 سال بيشتر نداشته و با هيچ قانوني بجز قوانين زن ستيزانه آخوندها حق او اعدام نيست!
اعدام کودکان و نوجوانان نقض وحشيانه حقوق انساني است و در همه دنيا مترود شده است. ولي همگان ميدانند كه نظام ملاها، با اين اعمال ميخواهد بين زنان و جوانان مقاوم ايراني رعب و وحشت ايجاد کند.
فعالانه به اعتراض عليه اين حكم غير انساني بپردازيم و در همه جا فرياد بر آوريم كه به كدامين گناه دختران نوجوان و زنان محروم اين جامعه به تيرك اعدام بسته ميشوند و با كينه حيواني مشتي دين فروش و رياكار كه شب به نماز نافله و روز به دزدي قافله مشغولند، به زندان و شكنجه محكوم ميشوند.
ما زنان آزاده ومقاوم ايراني در صورتيكه چنين حكمي به مرحله اجرا در آيد عليه اين حكم زن ستيزانه به اعتراض و تظاهرات دست خواهيم زد .
پس كارگزاران حاكم بدانند كه ديگر به چنين اعمال وحشيانه اي نميتوانند ادامه دهند و ما زنان آگاه و جوانان ايراني حاضر به سكون و سكوت نخواهيم بود.
انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران- مهري اميري
anjomanzananazadeh@yahoo.com
8/10/84
چند تا جوک می گم چون ایام امتحانات نزدیکه سر حال بیاین
آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه
از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر
يه دفعه پليس ( بامشاد ) را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد
بااينها جمله بسازم
يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند ![]()
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده
------------------
عجب جوک باحالیه تا ناصری ندیدتش خوب حفظش کنین
دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !
![]()
-----------------------------------------------------------------------
![]()
![]()
----------------------------------------------------------------------
دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني
يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي ![]()
------------------------------------------------------------------------
مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!
(آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است)
http://iranfuny.blogfa.com/ از این سایت گرفتم
اکبر کریمی حال کردین
ز هجرانت دو چشمانم پر از خون
همیشه طاق ابرویم شود نون
ر ها من با توبودم تا تو بودی
الا ای بی خبر لیلای مجنون
( میم .نون . شب سیاه وتاریک )
| ۱۱ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۸:۴۴ | تعداد بازديد : 21386 | كد خبر : ۳۲۸۹۰ |






| ۶ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۴:۴۴ | تعداد بازديد : 2439 | كد خبر : ۳۲۶۴۲ |
تصميمات افشاشده مرتبط با اورانيوم
چنانچه ايران توان كافي براي غنيسازي سانتريفيوژ را به كار گيرد، قادر خواهد بود، يك تصميم سياسي براي تبديل توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين براي سوخت رآكتور نيروي هستهاي به توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا براي سلاحهاي هستهاي را در يك دستگاه سانتريفيوژ حفاظتشده اجرا كند. مدت زماني كه ايران چنين اقدامي را انجام ميدهد و نيز زمان در دسترس براي آژانس بينالمللي انرژي اتمي جهت بازرسي و كشف اقدام ايران و نيز زمان مورد نياز جامعه بينالمللي براي پاسخ و واكنش در برابر آن تا حد گستردهاي بنا بر سناريوهاي مختلف، متغير هستند. براي مشخص شدن اين مطلب، ميتوان به ارزيابي چگونگي عوامل مختلف بر مدت زمان برآوردشده مورد نياز در توليد مقدار كافي از اورانيوم غنيشده سطح بالا جهت يك سلاح هستهاي منفرد (كه گويا 25 كيلوگرم اورانيوم 235 غنيشده 93 درصدي است) كه بستگي به ظرفيت و توان و كاركرد تجهيزات مختلف سانتريفيوژ دارد، پرداخت.
مهمترين عوامل به شرح زير است:
1ـ ظرفيت و توان غنيسازي به كار گرفته شده دستگاه سانتريفيوژ كه با توجه تعداد و نوع ماشينهاي سانتريفيوژ مشخص ميشود.
2ـ سطح غنيسازي مواد اوليه و تغذيهاي مورد استفاده.
بنابراين، ميتوان با اطمينان برآورد كرد كه با دو برابر كردن سانتريفيوژهاي كارآمد به كار گرفته شده، زمان مورد نياز براي توليد مقدار موردنظر از اورانيوم غنيشده سطح بالا نصف خواهد شد. به عبارت ديگر، تجهيزاتي كه داراي دو هزار ماشين سانتريفيوژ P-1 باشد، ميتواند سالانه حدود دو برابر مقدار اورانيوم غنيشده سطح بالا كه تجهيزاتي با هزار ماشين سانتريفيوژ توليد ميكند، عرضه دهد؛ البته چنانچه هر دو نوع تجهيزات براي توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا منظور شده باشند. همچنين محصول اورانيوم غنيشده سطح بالا، مستقيما متأثر از قدرت ماشينهاي سانتريفيوژ منفرد است كه به عنوان واحدهاي كاري تفكيككننده در هر سال اندازهگيري ميشود. به اين ترتيب، تجهيزاتي با تعداد مورد نظر از ماشينهاي سانتريفيوژ P-2 (كه هر يك از آنها ظرفيت 5 واحد كاري تفكيككننده در سال را دارند)، ميتواند بيش از دو برابر اورانيوم غنيشده سطح بالا در مقايسه با تجهيزاتي كه با همان تعداد از ماشينهاي سانتريفيوژ P-1 برخوردار است (كه هر يك از آنها، ظرفيت دو واحد كاري تفكيككننده در سال را دارند) توليد كند و به اين صورت براي توليد هر مقدار از اورانيوم غنيشده سطح بالا، به كمتر از نصف وقت اوليه نياز است. سادهتر آنكه هر قدر كل توان غنيسازي بيشتر باشد، سرعت توليد و نقضها بيشتر خواهد بود.
مواد اوليه و تغذيهاي براي توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا نيز اثر عمدهاي بر مدت زمان مورد نياز براي سرعت توليد و نقضها دارد. توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا از مواد اوليه و تغذيهاي كه پيشتر براي اورانيوم غنيشده سطح پايين غنيسازي شدهاند، تقريبا هفت برابر سريعتر از توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا از اورانيوم طبيعي است، زيرا بيش از نيمي از كار تفكيكي مورد نياز براي توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا از اورانيوم طبيعي، پيشتر براي توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين به كار رفته است. به عبارت ديگر، اگر همان تجهيزات با مواد اوليه و تغذيهاي اورانيوم غنيشده سطح پايين كار كند و از كار با اورانيوم طبيعي خودداري شود، ميتواند سالانه هفت برابر بيشتر اورانيوم غنيشده سطح بالا توليد كند؛ البته چنانچه به طور مناسب، تركيب شود. به اين ترتيب، كشوري كه به دنبال سرعت توليد و نقض شرايط عادي باشد، ميتواند، تحت تدابير حفاظتي آژانس بينالمللي انرژي اتمي و پيش از آنكه اين كشور، تصميم خود براي توليد اورانيوم غنيشده سطح بالاي تسليحاتي را علني كند، ذخيره بزرگي از اورانيوم غنيشده سطح پايين را توليد نمايد.
متغير ديگري كه تا حدودي اهميت كمتري دارد، ميزان ضايعات است ـ درصد اورانيوم 235 در ضايعات اورانيومي تخليه شده ـ هرچه ميزان آن بالاتر باشد؛ يعني ضايعات بيشتر و نيز تقاضاي بيشتر براي مواد اوليه و تغذيهاي (اورانيوم طبيعي يا اورانيوم غنيشده سطح پايين) براي توليد مقدار مورد نظر از اورانيوم غنيشده سطح بالا به وجود ميآيد و از سوي ديگر، تلاش كمتري براي توليد همان مقدار از اورانيوم غنيشده سطح بالا لازم است و بنابراين، زمان غنيسازي كاهش مييابد.
به طور نمونه؛ غنيسازي تجاري براي اورانيوم غنيشده سطح پايين كه مورد مصرف سوخت رآكتور قدرتي است، معمولا به ضايعات بين 2/0 و 3/0 درصد از اورانيوم 235 در اورانيوم تخليهشده منجر ميشود. كشوري كه به دنبال توليد سريع اورانيوم غنيشده سطح بالاست، ممكن است به خاطر دستيابي به سرعت بيشتر در توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا، ميزان بالاتري از ضايعات را تحمل كند كه ممكن است بين 4/0 تا 5/0 درصد از اورانيوم 235 باشد. البته ضعف اين روش كه كارآيي كمتري دارد، نياز به مواد اوليه و تغذيهاي بيشتر است. به اين ترتيب، اگر كشوري بخواهد از مواد تغذيهاي اورانيوم غنيشده سطح پايين استفاده كند و آماده توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا به شكل فوق باشد (با ميزان ضايعات بالا) آنگاه زمان بيشتري براي ساخت و انباشت يك ذخيره ضروري از اورانيوم غنيشده سطح پايين نياز خواهد داشت. ديگر آنكه، نكتهاي درخصوص كم كردن مواد برگشتي وجود دارد و آن اينكه هرقدر ميزان زايدات بيشتر افزايش يابد، نتايج كمتري كه از ميزان توليد بيشتر حاصل ميشود، محقق ميگردد. عامل نهايي، سرعت انتقال توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين به توليد اورانيوم غنيشده سطح بالاست.
همانگونه كه پيشتر مطرح شد، تركيب يك دستگاه سانتريفيوژ كه براي توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين طراحي شده با تركيب همين دستگاه براي توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا، متفاوت است. يك روش ميتواند چشمپوشي از كارآيي غنيسازي براي سرعت جهتدهي دوباره باشد. به جاي تركيب مجدد دستگاههاي سانتريفيوژ براي توليد مطلوب اورانيوم غنيشده سطح بالا، متصدي عمليات ميتواند محصول دستگاه را دوباره به جريان بيندازد تا وقتي كه غنيسازي مورد نياز براي تسليحات حاصل شود.
متصدي عمليات براي انجام چنين هدفي ميتواند، محصول غنيشده را از بخش عقبي دستگاه جمعآوري و دوباره آن را به عنوان مواد اوليه و تغذيهاي در بخش جلويي دستگاه وارد كند. دستگاهي كه در اصل براي توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين با استفاده از اورانيوم طبيعي تركيب شده است، جهت عملآوري اورانيوم غنيشده سطح بالا، احتمالا نياز به چند بار چرخش مواد دارد. به هر حال، روند غنيسازي در اين سناريو، نسبتا ناكارآمد است، لذا براي توليد همين مقدار از اورانيوم غنيشده سطح بالا در مقايسه با دستگاه غنيسازي اورانيوم غنيشده سطح بالا با همان تعداد از دستگاههاي سانتريفيوژ زمان بيشتري مورد نياز است. به عبارت ديگر، مدت زماني كه در شروع توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا صرفهجويي شده، فورا به دليل ناكارآمدي از دست خواهد رفت. اين زيان ميتواند به ميزان 50 درصد برسد كه پيچيدگي روش به جرياناندازي دوباره در تعيين ميزان آن مؤثر است. متصدي عمليات متناوبا ميتواند پيش از آغاز توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا از زمان براي تغيير دادن دستگاه استفاده كند. اين روش، مستلزم تركيب مجدد دستگاه براي خلق «آبشارهاي كوچك عالي» با تعداد كمتري از ماشينهاي سانتريفيوژ در محدوده مراحل عمليات و ميزان بالاتري از غنيسازي براي خالي كردن مجاري در محدوده هر يك از آبشارهاي كوچك است. تركيب مجدد براي كارخانههاي كوچك در مقايسه با كارخانههاي بزرگتر، مهمتر است. خودداري از تركيب مجدد دستگاهها در يك كارخانه كوچك با دويست يا سيصد ماشين سانتريفيوژ ميتواند، موجب افزايش چندين ماه براي خروج از برنامه توليد شود، در حالي كه يك كارخانه بزرگتر با ظرفيت و توان هنگفت، ميتواند حتي بدون تركيب مجدد خيلي سريع اورانيوم غنيشده سطح بالا را توليد كند. ميزان وقت و مقدار تلاش مورد نياز براي تركيب مجدد يك دستگاه كوچك براي توليد مطلوب اورانيوم غنيشده سطح بالا بستگي به تعداد اجزاي كارخانه دارد. براي مثال؛ وسعت و گسترهاي كه سوپاپها و دريچهها با توجه به آن در لولهكشي كارخانه به كار گرفته شدهاند، تغيير ارتباط ميان سانتريفيوژها بدون ترتيب فيزيكي مجدد و ارتباط مجدد با لولهها را ممكن ميسازد. بسياري از لولهكشيهاي آبشار كوچك اورانيوم غنيشده سطح پايين در تجهيزاتي كه فاقد استفاده گسترده از دريچهها و سوپاپهاست، بايد جايگزين و بار ديگر راهاندازي شود. اگر پيشتر تجهيزات بدون UF6 كار ميكرده، آلودگي مسير لولهها ممكن است، موجب پيچيده شدن تلاشهاي تركيب مجدد شود. به اين ترتيب، ممكن است متصدي تجهيزات كوچك در يك سناريوي نقض شرايط عادي براي ايجاد برخي تغييرات سريع و كثيف جهت ارتقاي كارآيي تلاش كند و با استفاده از به جرياناندازي دوباره محصول غنيشده در يك روند نرم شده با آب و روغن، توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا را هرچه سريعتر آغاز كند. نتيجه اينكه مقدار زمان لازم براي نقض شرايط عادي ميتواند توسط دو عنصر اساسي تعيين شود كه يكي زمان لازم براي تركيبهاي هر دستگاه و ديگري زمان لازم براي غنيسازي واقعي است.
همانگونه كه پيشتر مطرح شد، عنصر اول براي اندازهگيري، فوقالعاده دشوار است، زيرا با جزئيات فني تجهيزات ويژه و بسياري از سناريوهاي مختلف واسطهاي براي تركيب مجدد با اثرات متعدد كارآمدي و به اين ترتيب با سرعت غنيسازي مرتبط است به هر حال، عنصر دوم در صورتي كه تجهيزات براي توليد حداكثر اورانيوم غنيشده سطح بالا تركيب شده باشد ميتواند اندازهگيري شود. برآوردهاي نهايي درخصوص زمان لازم براي نقض شرايط عادي كه در جدولهاي 1A و 2A آمده، نشاندهنده سريعترين وضعيت ممكن است. اين برآوردها به هر مقدار زمان لازم براي تركيب مجدد تجهيزات جهت تبديل مسير توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين به توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا يا عدم كارآيي كه ميتواند در صورت بهكارگيري يك كارخانه تركيب شده براي توليد اورانيوم غنيشده سطح پايين جهت توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا بدون انجام تركيب مجدد مناسب به وجود آيد، توجهي ندارد. برآوردها همچنين با فرض حداكثر فعاليت تهيه شدهاند؛ يعني اينكه همه ماشينها به طور تماموقت براي يك سال فعاليت داشته باشند.
جدول 1A مدت زماني را كه ايران براي توليد 25 كيلوگرم اورانيوم غنيشده سطح بالا با استفاده از تجهيزات سانتريفيوژ P-1 در اندازههاي مختلف و بهكارگيري اورانيوم طبيعي به عنوان مواد اوليه و تغذيهاي و پديد آمدن ضايعات زياد يا كم، نياز دارد نشان ميدهد.
جدول 1B مقدار اورانيوم غنيشده سطح بالايي را كه به لحاظ محاسباتي، ميتواند هر ساله تحت متغيرهاي يكسان توليد شود نشان ميدهد.
ايران بنا بر محاسبات موجود و با توجه به امكاناتي كه دارد، بين 6/13 تا 17 سال براي توليد 25 كيلوگرم اورانيوم غنيشده سطح بالا نيازمند است كه البته به ميزان زايدات بستگي دارد. اگر يك كارخانه راهنما با داشتن يك هزار ماشين براي توليد حداكثر اورانيوم غنيشده سطح بالا تركيب شود (كه قصد اعلامشده كنوني ايران براي كارخانه راهنماي نطنز است)، آنگاه ايران زماني بين 2/2 تا 7/2 سال براي توليد 25 كيلوگرم اورانيوم غنيشده سطح بالا ميخواهد كه بستگي به ميزان زايدات دارد. بنا بر محاسبات موجود، يك كارخانه راهنما با سه هزار ماشين در ايران پس از مخالفت اين كشور در آوريل 2005 با سه كشور اتحاديه اروپا ميتواند بين 9 تا 11 ماه، مقدار 25 كيلوگرم اورانيوم غنيشده سطح بالا توليد كند كه بستگي به ميزان زايدات دارد. اگر ايران يك مجتمع غنيسازي صنعتي با پنجاه هزار ماشين را تكميل كند، ضمن شروع با مواد تغذيهاي اورانيوم طبيعي، ميتواند طي دو يا سه هفته، 25 كيلوگرم اورانيوم غنيشده سطح بالا توليد كند.
يادآوري اين نكته مهم است كه اين برآوردها، نمايانگر سريعترين سناريوهاي ممكن براي نقض شرايط عادي با منظور داشتن فعاليت تماموقت تجهيزات (365 روز در سال) و تركيب آنها براي توليد مطلوب اورانيوم غنيشده سطح بالاست.
درواقع تركيب كارخانه غنيسازي سوخت راهنما در نطنز براي توليد اورانيوم غنيشده سطح بالا ضعيف است. اين وضع ميتواند، موجب كاهش 50 درصدي در محصول اورانيوم غنيشده سطح بالا و دو برابر شدن زمان لازم براي توليد مقدار كافي از اورانيوم غنيشده سطح بالا براي يك سلاح هستهاي شود.
كارشناسان برآورد ميكنند، دستكم شش ماه براي تركيب دوباره كارخانه راهنما براي توليد حداكثر اورانيوم غنيشده سطح بالا نياز است و ايران نميتواند، اين تركيب مجدد را بدون بازرسي و نظارت آژانس بينالمللي انرژي اتمي (چنانچه در ايران حضور داشته باشد) انجام دهد. نهايتا اينكه ايران نميتواند به حداكثر سرعت محاسباتي براي فعاليتها اميدوار و مطمئن باشد. ماشينهاي منفرد، تجزيه خواهند شد كه براي پياده و باز كردن قطعات جهت تغمير و بازسازي، ضروري است. ايران تنها در دوره بسيار طولانيتر و در صورت قادر بودن براي تكميل تجهيزات صنعتي با دهها هزار سانتريفيوژ ميتواند، سريعا براي توليد مقدار كافي از اورانيوم غنيشده سطح بالا جهت تهيه يك سلاح هستهاي در كارخانهاي حفاظتشده، اقدام كند.
| ۱ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۶:۴ | تعداد بازديد : 1966 | كد خبر : ۳۲۴۰۹ |
اصرار ايران برتوسعه از طريق انرژي اتمي و غنيسازي در قلمرو خود، مبتني بر مقررات حقوقي داخلي و بينالمللي است.
امروزه علاوه بر اينکه استفاده از انرژي هستهاي صلح آميز در زمينههاي متنوع، يک حق بينالمللي متعلق بر يک دولت ـ ملت در مقابل دولتهاي ديگر تعريف ميشود اين حق از منظري ديگر براي همان دولت در برابر ملت خود يک تکليف به حساب ميآيد که بطور مستقيم و يا غير مستقيم از طريق مقررات داخلي (مثل قوانين اساسي) و يا بينالمللي اعلام گرديده است. تا به حال گفتوگوها پيرامون پرونده حساس ملي يعني موضوع بر خورداري از انرژي هستهاي و مقاومت براي حفظ آن به جنبههاي بينالملي اعم از سياسي و حقوقي خلاصه شده و در اين ميان نوعا تبيين تکاليف حقوقي دولت در برابر شهروندان جهت اعمال اين حق بينالمللي مغفول مانده است. اينک در اين مرحله حساس و بعد ازتجربه کردن فراز و نشيبهاي مختلف در اثناء اين مجادله سياسي حقوقي، پيشنهاد انجام مراحل حساس استفاده از انرژي هستهاي يعني غنيسازي اورانيوم در خارج از کشور، مطرح شده و احتمالا کشورهاي طرف مذاکره از آن به عنوان اهرم فشار استفاده خواهند کردچرا که اين پيشنهاد در صورت عملي شدن در بر گيرنده منافع کشورهايي است که تا به حال بر جنبههاي حقوقي موضوع تکيه داشته و در حمايت نسبي از موضع کشورمان گام بر ميداشتند واگر تدابير لازم اتخاذ نگردد اين کشور يا کشورها از اين پس در مواضع خود سستي به خرج داده ودر نتيجه موضع دولت ايران ضعيفتر خواهد شد. به همين خاطر و در اين مرحله حساس جهت تنوير افکار عمومي و تقويت پشتوانه ملي و مردمي در اين پرونده ، بار ديگرمرورابعاد حقوقي بينالمللي قضيه و پا فشاري ايران بر حفظ حق خود و نيز مباني حقوقي داخلي آن در اين زمينه خالي از فايده نيست
الف) حق ايران بر توسعه از ديدگاه حقوق بينالملل
"حق بر توسعه" يک مقوله نسبتا جديدي است که در چارجوب حقوق بينالملل مطرح شده است. اين مقوله بعد از نهضت استعمار زدايي و درقالب روابط بين کشورهاي شمال و يا به اصطلاح کشورهاي پيشرفته از يکسو و کشورهاي فقير و در حال توسعه از سوي ديگر به ادبيات حقوق بينالملل وارد گرديده است. در واقع از نظر برخي از حقوقدانان ايده" حق بر توسعه" مبتني بر سه عنصر اساسي حاکميت، برابري و همياري است.لازم به ذکر نيست که اصل احترام به حاکميت و استقلال دولتها از اصليترين هنجارهاي حقوق و روابط بينالمللي است که شرح آنها به تفصيل در اين مقال مد نظر ما نمي باشد. در عوض به اصل برابري که با عنصر همياري تکميل ميشود اشاره مختصري ميکنيم با اين توضيح که اصل برابري در پرتو آرمان "حق بر توسعه" فراتر از معني تحت اللفظي آن است زيرا که در مفهوم تحت اللفظي مراد اين است که همه دولتها از حقوق و تکاليف" برابر" برخوردار باشند بنابر اين اگر ذکر اصل برابري به عنوان يکي از محورهاي " حق بر توسعه" ياد آوري همين معنا باشد مطالبه امتيازات اضافي تحت هر عنوان و در قالب هر نوع استدلال حقوقي و يا غير حقوقي بي معني خواهد بود. در سايه اصل برابري صوري روابط همه دولتها مثلا در حوزه اقتصاد تابع قانون بازار يا به روايتي عرضه و تقاضا (اقتصاد آزاد) بوده و در ساير حوزههاي حقوق بينالمللي نيز قاعده "هر دولت يک راي" حاکم خواهد بود. لذا بايد توجه داشت که مراد از اصل برابري در پرتو " حق بر توسعه" تکرار اصل برابري مندرج دراسناد بينالمللي از جمله منشور ملل متحد نيست بلکه بيان يک سري از امتيازات و توقعاتي است که برآورده شدن آنها ميبايست برابري ظاهري را به نفع دولتهاي عقب افتاده برهم زند.
زمينه تاريخي طرح عيني اين توقعات و مطالبه امتيازات در قالب "حق بر توسعه" به دوره پايان استعمار بر ميگردد دوره ايکه اختلاف سطح زندگي ممالک رهيده از استعمار و ملل ثروتمند که نوعا از زمره استعمارگران بوده اند باعث شد تا آنها از دولتهاي استعماري بخواهند براي جبران اين عقب ماندگيها اقدامات جبراني و حمايتي لازم را بعمل آورند. به مرور زمان اين حق براي تمام دولتهاي عقب مانده و يا در حال توسعه به رسميت شناخته شده و با مسامحه در لفظ ميتوان گفت که اين حق بيانگر يک تبعيض مثبت به نفع دولتهاي توسعه نيافته و يک تکليف براي دولتهاي توسعه يافته تلقي شده است. التزام دولتهاي صاحب تکنولوژي در انتقال آن به کشورهاي عقب افتاده ميتواند يکي از مصاديق تحقق اين حق باشد که در موارد مختلف و دراسناد متعدد بينالمللي گوشزد شده و مورد تاکيد قرار گرفته است. با همه اين احوال پر واضح است (به تجربه نيز ثابت شده است) که نه ساختار نظام اقتصادي بينالمللي که ملهم از فرمول رايج اقتصاد ليبرال ميباشد اين اجازه را ميدهد و نه در اردوگاه کشورهاي موسوم به کشورهاي شمال اراده لازم براي وفاي به عهد در زمينه انتقال فناوري به کشورهاي در حال توسعه وجود دارد تا کشورهاي عقب افتاده بتوانند به اتکاي آن به توسعه خود دلخوش دارند. فراتر ازاين، بايد اشاره کرد که اين دسته از دولتهاي قدرتمند همواره سعي کرده اند از طريق تصميماتي که در چارچوب نهادهاي بينالمللي (اعم از سياسي يا اقتصادي) اتخاذ کرده و ميکنند تا به هر طريق ممکن سلطه اقتصادي و انحصار دانش را در اختيار خود داشته باشند.
موضوع انتقال تکنولوژي در حوزه انرژي هستهاي نيز در همين چارچوب قابل ذکر بوده و بقدري اهميت دارد که پيمان بينالمللي موسوم بينالمللي موسوم به (تي ان پي) نيز بر آن صحه گذاشته و آنرا به عنوان تکليف کشورهاي عضو برخوردار از فناوري هستهاي اعلام نموده است
از طرف ديگر بي آنکه وارد مباحث نظري تقدم يا تاخر توسعه سياسي يا اقتصادي بشويم ياد آوري ميکنيم که رشد و توسعه اقتصادي نمي تواند به تنهايي نمايانگر توسعه تمام عيار يک جامعه باشد ليکن نقش آن در بستر سازي ساير ابعاد توسعه از جمله توسعه سياسي و آزاديهاي عمومي بر کسي پوشيده نيست بنابر اين پيگيري برنامههاي توسعهاي در بعد ملي وظيفه دولتمردان هر کشور در مقابل شهروندان آن است.
در همين راستا دولت جمهوري اسلامي با جديت تمام علاوه بر پيگيري پروژههاي ناتمام قبل از انقلاب ، استفاده متنوع از انرژي هستهاي صلح آميز را در سرلوحه اقدامات خود قرار داده وبا اتکاء به توان دانشمندان بومي به پيشرفتهاي مهمي نيزنايل گرديده است. بديهي است که تحمل پيشرفتهاي فني کشورمان در اين زمينه به عنوان رقيب با لقوه که در دسته بندي ايدوئولوژيک در ميان جوامع در حال توسعه و مسلمان قرار ميگيرد، براي برخي از دولتهاي غربي ساده نبود فلذا اين دولتها تلاش کردند تا با تاکيد بر جنبههاي سياسي پرونده انرژي هستهاي و بي محتوا ساختن ابعاد حقوقي آن، در برابر برنامههاي توسعه اقتصادي ايران از طريق دانش هستهاي مانع تراشي کنند. در اين راستا نزديک به سه سال است که پرونده ايران در نزد آژانس بينالمللي انرژي هستهاي باز مانده است و دولتهاي رقيب، در خارج از آژانس تلاش کرده اند با سياست چماق و هويج دولت ايران را وادارکنند تا از اعمال حق مسلم خود عقب نشيني نمايد. آخرين حلقه از اين فشارها در قالب پيشنهاد غنيسازي در خاک يک دولت ثالث طرح گرديده است که اين پيشنهاد نيز(در صورتي که با تراضي کامل نبوده و به دولت ايران تحميل شود که ظاهرا چنين مينمايد) نه تنها مغاير با مقررات حقوقي بينالمللي از جمله پيمان معروف ان تي پي بوده و باطل خواهد بود بلکه (در صورت تحميلي بودن) ناقض و مخدوش کننده استقلال و حاکميت ملي است که قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بارها برحفظ و تقويت آن تاکيد کرده است.
براي تبيين اين واقعيت ابتدا به محتواي عهدنامه ـ تي ان پي ـ نظري ميافکنيم تا از تاکيد غير مستقيم آن بر حق توسعه دولتها از طريق استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي(ترجيحا در قلمرو ملي هر کشوري) براي اعمال اين حق آگاه شويم و نيز موضع قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در باره ضرورت اعمال تمام حقوق مشروع و نيز حفظ عزت ملي را مرور نماييم
ب: بهانه حفظ صلح بينالمللي مانع اعمال حق توسعه نيست
نکته قابل توجه در اين باره تلاقي موضوع" توسعه" و" صلح بينالمللي" است. نگراني به خطر افتادن امنيت بينالمللي به اندازهاي است که جامعه بينالمللي به حق در هر فرصتي و در قالب اکثر اسناد و قراردادهاي بينالمللي بطور مستقيم يا غير مستقيم آنرا گوشزد کرده است. اين تلاقي در حوزه انرژي هستهاي که منبع توسعه مولد بوده واتفاقا از جندين جهت از جمله ازمنظر تقويت توسعه پايدار و حفظ محيط زيست منشا اثرات فراوان است، به روشني قابل درک است. بديهي است که حوزه انرژي هستهاي از آن روي که کارکرد دوگانه داشته هم ميتواند اساس توسعه و پيشرفت باشد و هم منشا ويراني عظيم، از همان آغازکشف آن، حوزه حساسي به حساب آمده وهمچنانکه پيشتر اشاره شد دولتهاي صاحب دانش در اين زمينه تلاش کرده اند تا انحصار دانش مربوطه آن را در اختيار خود داشته باشند. از طرف ديگر کشورهاي در حال توسعه نيزبه اين انحصارگرايي اعتراض جدي داشته اند. از اين رو جامعه بينالمللي با انعقاد معاهدات متعدد خلع سلاح و کنترل تسليحات و نيز تاسيس يک سازمان بينالمللي تخصصي در صدد بر آمد تا به نحوي بين آرمان " حق بر توسعه" و رفع نگراني به خطر افتادن صلح سازگاري ايجاد کند اما به هيچ وجه هدف اين نبوده است که به بهانه دغدغه مذکور حقوق دولتها در توسعه اقتصادي و فني که يکي از ابعاد مهم " توسعه همه جانبه ملتها" ست ، تعطيل و يا تعليق گردد
براي اثبات اين مدعا، مرور گذرا بر صلاحيت و مقررات حاکم بر اصليترين سازمان مسئول در حوزه انرژي هستهاي خالي از فايده نيست
در واقع آژانس بينالمللي انرژي هستهاي يک سازمان بينالمللي تخصصي نيمه وابسته به سازمان ملل متحد است که حتي پيش ازانعقاد ان تي پي(معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي) ايجاد گرديده است. در سال 1953 ميلادي و به پيشنهاد آيزنهاور رييس جمهور وقت ايالات متحده به مجمع عمومي سازمان ملل، زمينه تشکيل اين نهاد تخصصي بينالمللي فراهم گرديده و در سال 1957 اعتبار حقوقي پيدا کرد. با پذيرش معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي در سال 1968 ميلادي ، آژانس بينالمللي انرژي اتمي عهده دار مديريت اجراي تعهدات مندرج در معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي گرديد.
اينکه انگيزه اصلي تدوين اساسنامه آژانس و معاهده مذکور جلوگيري از تکرار فجايع رخداده در جنگ دوم جهاني بود واقعيت غير قابل انکاري است. ليکن نبايد فراموش کرد که در اين ميانه واقعيت ديگري که آن هم از اهميت فوق العادهاي برخوردار است وجود دارد و آن اين است که در همان زمان کشورهاي عضو عهدنامه مذکور(آندسته از دولتهايي که تا آن زمان به دانش مذکور دسترسي پيدا نکرده بودند) به نقش علوم و تواناييهاي هستهاي در" توسعه" آگاهي داشته فلذا نمي خواستند خودرا از برخورداري از اين موهبت بزرگ محروم نمايند. به همين خاطر تلاش کردند تا حق بالقوه آنان در چارچوب مقررات مندرج در عهدنامه و مقررات ديگر محفوظ گردد.
با الهام از اين واقعيتها هم اساسنامه آژانس و هم متن عهدنامه منع گسترش سلاحهاي هستهاي بگونهاي تنظيم شد که بين دو نياز فوق الذکر يعني ضرورت تامين جامعه بينالمللي از خطر گسترش و استفاده مجدد احتمالي از سلاح هستهاي و نياز به تضمين حقوق دولتهاي غير برخوردار از دانش هستهاي تعادل نسبي بر قرار گردد.
با نگاهي به اساسنامه آژانس بينالمللي انرژي هستهاي ترجيح حقوق توسعهاي کاملا هويداست. در واقع 7 محور اساسي به عنوان وظايف اصلي اين سازمان شمرده شده است که عباتند از:
1 - گسترش تحقيقات و توسعه صنايع هستهاي صلح آميز
2- پيش بيني تدابير لازم جهت دسترسي دولتها به مواد و تاسيسات هستهاي صلح آميز با اولويت دادن به کشورهاي در حال توسعه
3 - انتقال دانش فني در زمينه انرژي هستهاي صلح آميز
4 - گسترش تبادل علمي و آموزشي در زمينه دانش هستهاي صلح آميز در ميان کشورهاي عضو
5 - استقرار نظام پادمان به منظور تضمين صلح آميز بودن استفاده از مواد،تاسيسات و اطلاعاتي که قاعدتا بايد زيرنظر آژانس باشند
6 - تهيه وابلاغ موازين ايمني با همکاري ساير سازمانهاي ذيربط
7 - تهيه ابزار آلات و تجهيزات لازم براي جامه عمل پوشاندن به وظايف مذکور
اين واقعيت درباره تنظيم عهدنامه منع گسترش سلاحهاي اتمي نيز مصداق دارد.
در واقع دو محور اساسي در بر گيرنده محتواي معاهده منع تکثير سلاحهاي هستهاي ميباشد که عبارت است از:
الف) تعهد دولتهاي عضو معاهده دال بر عدم استفاده نظامي از انرژي هستهاي . اين تعهدعمدتا براي دولتهاي دارنده سلاح هستهاي به اين معناست که اين دسته از دولتها ميبايست از انتشار و افزايش سلاحهاي هستهاي از هر طريقي که باشد امتناع کنند در حاليکه دولتهاي غير دارنده نيز متعهد ميشوند که در صدد توليد يا تحصيل سلاحهاي هستهاي بر نيايند.
ب) مطابق اين معاهده حق استفاده صلح آميز از انرژي هستهاي براي همه اعضاء برسميت شناخته شده بند 2 از ماده 4 عهدنامه مذکور اعلام ميکند که : « در راستاي استفاده صلح آميز ،کليه دولتهاي عضو اين عهدنامه ضمن برخورداري از حق مشارکت [ درفعاليتهاي هستهاي صلح آميز] متعهد ميشوند تا مبادلات ابزار وآلات ،مواد،اطلاعات و فنون علمي را تا حد اکثر ممکن تسهيل نمايند.کشورهاي برخور دار از اين دانش و تاسيسات چه به صورت فردي و چه بصورت اشتراکي مکلف به مشارکت و همياري با دول غير بر خوردار بوده و با عنايت به نيازهاي مناطف مختلف جغرافيايي اين فعاليتها ترجيحا در قلمرو دولتهاي در حال توسعه غير برخوردار ازانرژي هستهاي به اجرا گذاشته خواهند شد.
ملاحظه ميشود که عهدنامه منع گسترش سلاحهاي هستهاي نظير اساسنامه آژانس نه تنها از امر زمينه ساز تحقق " توسعه" يعني حق استفاده از انرژي هستهاي غافل نيست بلکه علاوه بر برسميت شناختن آن بر دولتهاي برخوردار از انرژي هستهاي و دانش مربوط به آن تکليف ميکند تا براي برخورداري اعضاي غير دارا از همکاري علمي و انتقال دانش و تاسيسات لازم دريغ نکنند. اين تعهد دقيقا ياد آور مطالبات کشورهاي توسعه نيافته است که از سال 1974 در قالب اعلاميهها و قطعنامههاي مجمع عمومي سازمان ملل زمينه ساز شکل گيري مقوله " حق بر توسعه" گرديدند. به همين منظور کشورهاي عضودارنده تکنولوژي هستهاي متعهد ميشوند تا از طريق آژانس، تکنولوژي مربوطه را در اختيار دولتهاي عضو غير برخوردار از اين دانش قرار دهند.
بنابر اين چکيده تعهدات اعضاي پيمان برگرداني از يک بده بستان حقوقي بين دودسته از دولتهاي عضو ميباشد. اما همچنانکه گذر زمان نشان داده است کشورهاي در حال توسعه عضو عهدنامه که ايران نيز در زمره آنان به حساب ميآيد به کرات مراتب نا رضايتي خودرا از عدم اجراي تعهدات کشورهاي بر خوردار از دانش هستهاي که متعهد به انتقال اين فن به آنان ميباشند، ابراز نموده اند. به عبارت روشنتر نمونه پرونده ايران در اين باره ياد آورعبارت "مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان" است. چرا که نه تنها از تحقق " تبعيض مثبت" که ميبايست عمدتا با انتقال تکنولوژي به اجرا ميآمد خبري نشد بلکه در عوض کشورهاي قدرتمند و صاحب فناوري، در مقابل حرکت خود اتکا ي کشور ها(در اينجا ايران) که ميتواند يک تکليف حقوقي حکومت در برابر مردم تلقي گردد ، مانع تراشي کرده اند. و سعي دارند يا از طريق تهديد کشور مارا از استفاده از حق خود محروم سازند و يا اجراي اين حق را نه در خاک خود بلکه در خاک بيگانه تحميل نمايند که پذيرش هر دوي آنها علاوه بر مغايرت با موازين بينالمللي با محتواي قانون اساسي در تضاد است.
ج) قانون اساسي، استقلال سياسي وحق بر توسعه
در اين رابطه آنچه به مقررات الزام کننده حکومت در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مربوط ميشود بسيار روشن است که به مواردي از آن اشاره ميکنيم.
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در پاراگراف 6 از اصل دوم " استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته و تلاش در پيشبرد آنها" را يکي از راههاي تامين" کرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توام با مسئو ليت او در برابر خدا" بر ميشمرد. همچنين در بند 13 از اصل سوم همين قانون " تامين خودکفايي در علوم و فنون و صنعت و....." را يکي از مجاري تحقق اهداف شمرده شده در اصل دوم تلقي مينمايد. علاوه بر اينها محتواي اصول بيست و هشتم، بيست و نهم و سي ام که تامين شغل، تامين اجتماعي، بهداشتي و آموزشي را بر دولت تکليف کرده است (اين تکاليف ديگر بار به صورت مشروح و کاملتر در اصل چهل و سوم قانون اساسي نيز ذکر شده اند) منوط به اين است که دولت در پي گشودن تمام راههاي مشروع تسهيل کننده و تسريع بخش توسعه تمام عيار باشد. علاوه بر اينها قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز در بر گيرنده الزاماتي است که به موجب آنها به هيچ عنوان اجازه نمي دهد تا از اين رهگذر آسيبي به استقلال ملي وارد آيد. به مواردي از آنها اشاره مينماييم:
1- يکي از پايههاي نظام جمهوري اسلامي " نفي هرگونه ستمگري و ستمکشي و سلطه گري و سلطه پذيري......استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي ......" است (بند ج اصل 2 ق.ا.ج.ا.ا)
2 – " در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک ناپذير اندو حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است…….."(اصل نهم ق.ا.ج.ا.ا)
3 -…..جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد کشور…"(بند هشت از اصل چهل و سوم ق.ا.ج.ا.ا)
4 – و ظيفه عمومي حفاظت از محيط زيست به صورت غير مستقيم به الزام دولت به توليد و استفاده از انرژي هستهاي ناظر است (مضمون اصل پنجاهم ق.ا.ج.ا.ا)
5- وظيفه رييس جمخور در حفظ" استقلال و اعتلاي کشور و حفظ حقوق ملت….." (سو گند نامه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مندرج در اصل شصت و هفتم ق.ا.ج.ا.ا)
6- … تعهد به "اعتلاي کشور…..حراست از مرزها و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي کشور…." (از سوگند نامه رييس جمهور اصل يکصد و بيست و يکم ق.ا.ج.ا.ا)
7 –" سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر اساس نفي هرگونه سلطه جويي و سلطه پذيري ، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي کشور ….و عدم تعهد در برابر قدرتهاي سلطه گر و روابط صلح آميز متقابل با دول غير محارب استوار است" (اصل يکصد و پنجاه و دوم ق.ا.ج.ا.ا)
8-" هر گونه قرارداد که موجب سلطه بيگانه بر…..ديگر شئون کشور گردد ممنوع است "(اصل يکصد و پنجاه وسوم ق.ا.ج.ا.ا)
ملاحظه ميگردد که مجموعه قواعد مندرج در قانون اساسي دولت را مکلف ميکند تا براي رسيدن به توسعه همه جانبه از همه امکانات استفاده نمايد و در اين رابطه اصول سياست خارجي بر حفظ و تقويت استقلال و عزت ملي استوار است. با عنايت به موارد فوق الذکر و مطالب مطروحه حقوقي شايسته است تا دولت جمهوري اسلامي ايران با اطلاع رساني شفاف و اتکا به آراء عموم وبا بکارگيري تمام امکانات حقوقي و ديپلماتيک تلاش کند تا حقوق حقه کشورمان قرباني زورمداري و بي منطقي برخي از دولتهاي غربي نگردد.
* عضو هيأت علمي دانشگاه و دانشجوي حقوق امنيت بينالمللي در فرانسه
| ۱۲ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۲:۷ | تعداد بازديد : 7507 | كد خبر : ۳۲۹۰۳ |
مهين عباسي طالقاني، معروف به اسكويي، نويسنده، مترجم و نخستين زن كارگردان تئاتر يكشنبهشب به دليل بيماري در بيمارستان مدرس تهران درگذشت.
به گزارش ايرنا، اين هنرمند فقيد هنگام مرگ ۷۵سال داشت و طبق وصيت خود قرار است در امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شود.
اسكويي نخستين كارگردان زن ايراني است كه از دهه ۲۰شمسي به تحصيل با موضوع هنر نمايش در خارج از كشور پرداخت و در مكتب هنري استانيسلاوسكي به كسب علم پرداخت.
اسكويي علاوه بر كارگرداني، برگردان (ترجمه) نمايشنامههاي برجسته تاريخ تئاتر و آثار استانيسلاوسكي را در كارنامه هنري خود ثبت كرده است.
«نظريهپردازي و كارگردان تئاتر درباره آموزش روشهاي بازيگري از روسي به فارسي»، «كار هنرپيشه، روز خود در جريان تئاتر»، «كار هنرپيشه روي نقش و كار هنرپيشه روي خود در جريان تجسم» از كتب نگارشي اين هنرمند فقيد به شمار ميرود.
همچنين ترجمه نمايشنامههاي «تانيا» از آرلوف، «شبهاي سپيد» نوشته داسايسوفسكي، «گرگ و برهها»، «صاعقه» از آستروفسكي، «كالسكه زرين» پروستر مريمه، «در اعماق ييلاقنشينان» و «فرزندان خورشيد» نوشته ماكسيم گئوركي، «سه خواهر»، «خرس» و «خواستگاري» از آنتوان چخوف را در فهرست كارهاي خويش ثبت كرد.
مراسم تشييع اين هنرمند فقيد، ۱۴ديماه (چهارشنبه) از مقابل تالار وحدت تهران برگزار ميشود.
| ۱۲ دي ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۱:۲۸ | تعداد بازديد : 2039 | كد خبر : ۳۲۸۹۹ |
در پي برخورد گزينشي فدراسيون فوتبال در صدور ID كارت جام جهاني براي خبرنگاران و اعتراض رسانههاي گروهي، محمد علي آبادي، معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان تربيت بدني وعده داد كه اين مسئله را پيگيري ميكند.
به گزارش ايلنا، محمد علي آبادي در گفتوگويي در خصوص اين موضوع تصريح كرد: چند روزنامه و خبرگزاري در خصوص عدم صدور ID كارت جام جهاني توسط فدراسيون فوتبال اعتراضاتي را با سازمان تربيت بدني در ميان گذاشته اند ما هم پرونده اين اعتراضات را به آقاي مهدي قدمي، معاون مركز توسعه و گسترش ورزش قهرماني سازمان تربيت بدني ارجاع داده ايم و اگر حقي از رسانه اي ضايع شده باشد پيگيري خواهيم كرد و مطمئن باشيد اين مشكل را به زودي حل خواهيم كرد.
عليآبادي در خصوص انتقاداتي كه از برانكو سرمربي تيم ملي فوتبال ميشود، اظهار داشت: بحث كادرفني تيم ملي فوتبال در دست بررسي است البته اين بدان معنا نيست كه فوري سرمربي تيم ملي فوتبال را تغيير دهيم چراكه به هم ريختن سيستم كار آساني است اما لزوما عاقلانه نيست و به طور كلي در عرصه فوتبال بايد با دقت جلو برويم.
وي ادامه داد: در اين زمينه جلساتي را گذاشتيم و اين جلسات ماهانه ادامه خواهد داشت؛ فدراسيون فوتبال نقاط ضعف را پذيرفته است و اگر به نقطه اي برسيم كه احساس كنيم برانكو در تيم ملي خوب كار نميكند وارد عمل خواهيم شد و فكر ميكنم فدراسيون فوتبال خود اين كار را ميكند.
محمد علي آبادي در خصوص وضعيت تيمهاي استقلال و پرسپوليس و كمكهاي سازمان تربيت بدني به اين دو تيم اظهار داشت: معتقدم حداقل در دوره مديريت من كمكهاي زيادي به اين دو تيم نشده است و من اين مسئله را ميپذيرم ضمن اينكه بايد بپذيريم علي رغم پتانسيل و امكاناتي كه دارند تبديل به تيمهاي مصرف كننده شدهاند به طوري كه اين دو تيم در شرايطي كه ميتوانند از بازيكنان ردههاي پايه خود استفاده كرده، بحث ترانسفر بازيكن، اسپانسرها و غيره استفاده كنند متاسفانه از اين وضعيت خارج شده اند و اميدواريم با برنامههايي كه داريم بتوانيم اين مشكلات را برطرف كنيم.
رئيس سازمان تربيت بدني با اشاره به ميانگين فضاهاي ورزشي در كشورهاي توسعه يافته و كشورمان تصريح كرد: مسلما ما رو به عقب نگاه نميكنيم چرا كه ديدگاه نظام مقدس جمهوري اسلامياين است كه ما خود را به اوج برسانيم و براين اساس ما سعي خواهيم كرد ميانگين فضاي ورزشي كشور را ارتقا بدهيم و بر اين اساس آماري كه اخيرا به دست ما رسيده است اين است كه قريب به 4 هزار پروژه نيمه تمام ورزشي از 10 تا 90 درصد داريم و ما سعي خواهيم كرد در اولويت بندي طرحهايي كه به سطح 70 درصد رسيده اند آنها را به بهره برداري برسانيم ضمن اينكه اجازه آغاز هيچ گونه طرح جديدي را نخواهيم داد مگر اين كه منابع لازم و كافي داشته باشد.
وي در خصوص بحث فرهنگ سازي در ورزش گفت: بدون ترديد ما هيچ گاه از اين موضوع غفلت نخواهيم كرد و از اين نگاه ديني و ديدگاه نظاممان نهايت استفاده را خواهيم كرد و روي آن پا فشاري ميكنيم تا در كنار قهرماني پهلواني را نيز در ورزش بيش از پيش تقويت كنيم.
عليآبادي در خصوص بودجه ورزش كشور ابراز اميدواري كرد كه در آستانه تدوين بودجه سل 85 بودجه قابل قبولي به ورزش كشور اختصاص يابد.
رئيس سازمان تربيت بدني در خصوص اخباري مبني بر حذف معاونت ورزشي در وزارت آموزش و پرورش ازاين مسئله ابراز تاسف كرد و تصريح كرد: باتوجه به اينكه آموزش و پرورش در واقع كارگاه اصلي و سرمنشا محسوب ميشود اين مسئله را با وزير آموزش و پرورش در ميان گذاشتم و اميدوارم كه بازگشت به عقب نداشته باشيم ضمن اينكه نه تنها با آموزش و پرورش كه در ساير بخشها نظير نيروهاي مسلح سعي ميكنيم روابط خود را گسترده تر و هماهنگتر كنيم.
رئيس سازمان تربيت بدني با اشاره به جايگاه رفيع رسلانههاي گروهي گفت: واقعيت امر اين است كه رسانههاي گروهي جايگاه رفيعي دارند و حرفهاي ما مسئولان را به گوش مردم ميرسانند و در واقع آينه ورزش هستند و ما مجموعه رسانهها را به خاطر يكي دو رسانه كه به وظايفشان خوب عمل نميكنند از دست نميدهيم ضمن اينكه نگاه كلي من اين است كه با توجه به فضاي باز ورزش رسانهها همچنان آزاد فعاليت كنند و من به دنبال پاسخ دادن به مطالب عنوان شده به معني محدود كردن آنها نيستم.
| ۱۲ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۵:۲۳ | تعداد بازديد : 1459 | كد خبر : ۳۲۹۲۹ |
رشد روز افزون طلاق در آلمان باعث ايجاد سلسلهاي از مشاغل پيرامون طلاق در اين كشور شده است كه از آن به صنعت طلاق ياد ميشود.
به گزارش پايگاه اينترنتي «داچ ولز»، رشد روز افزون طلاق در آلمان باعث ايجاد مشاغلي از قبيل حقوقدان، قاضي، مشاور، نويسنده، وكيل، روزنامهنگار، مجلات و ديگر مشاغل شده است كه حوزه تخصصي خود را بر روي موضوع طلاق قرار دادهاند و از اين طريق امرار معاش ميكنند.
بر پايه اين گزارش، نشريات ويژه طلاق كه همه مطالب خود را به ابعاد مختلف طلاق و موضوعات قبل و بعد از آن اختصاص دادهاند در آلمان با مخاطبان بيشتري روبهرو ميشوند به طوري كه صنعت طلاق يك تجارت رو به گسترش و سودآور تلقي ميگردد.
حقوقدان طلاق، روانشناسان طلاق، وكلاي طلاق، مشاوران طلاق، نويسندگان طلاق و مجلات تخصصي طلاق و كاركنان آن مشاغل، حرفههاي جديد هستند كه در آن افراد كاملاً از طريق اين معضل اجتماعي به شغل خود دست مييابند و به افرادي كه قصد دارند طلاق بگيرند و يا قصد دارند پس از طلاق از آثار و عواقب آن بكاهند كمك ميكنند.
شايان ذكر است كه در حال حاضر در آلمان فقط تعداد بچه مدرسهايهايي كه از موضوع طلاق رنج ميبرند، به 170 هزار نفر بالغ ميشوند.
| ۱۱ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۶:۴۲ | تعداد بازديد : 4525 | كد خبر : ۳۲۸۷۱ |
خبرنگار «بازتاب» از لندن گزارش داد: به رغم گذشت بيش از صد روز از افتتاح نمايشگاه «امپراتوري فراموششده» در موزه لندن، استقبال شديد بازديدكنندگان از اين نمايشگاه، باعث شد تا فعاليت آن همچنان ادامه يابد.
بنا بر اين گزارش، پس از اجراي چندين برنامه موفقيتآميز در موزه بريتانيا، از جمله اجراي حركات نمايشي، نمايش لباسهاي ايراني و همچنين برنامه هنرهاي سنتي در ساختمانهاي فرعي موزه بريتانيا تاكنون 138 هزار نفر از اين نمايشگاه ديدن كردهاند.
نمايشگاه «امپراتوري فراموششده» از 18 شهريور ماه 84 در سالن بزرگ و اصلي موزه بريتانيا به نام Weston برپا شده و بازديد از آن همچنان ادامه دارد.

«كيت ساندرز»، از مسئولان موزه بريتانيا در گفتوگو با خبرنگار «بازتاب» اظهار داشت: قرار بود اين نمايشگاه، تنها دو ماه در موزه برگزار شود، اما به دليل استقبال فراوان ايرانيان و ايرانشناسان، يكي از كمسابقهترين بازديدهاي نمايشگاهي از موزه را طي يك دهه گذشته شاهد بودهايم. او همچنين اعلام كرد: امكان تمديد مهلت بازديد از نمايشگاه تا بعد از ژانويه نيز وجود دارد.
هرچند روزنامه «گاردين» پيشتر با ارائه مطلبي تحت عنوان «امپراتوري شيطاني»، تلاش كرد، همه افتخارات هخامنشيان را با حمله اسكندر مقدوني، ذليل و زبون جلوه دهد، اما اين روزنامه بعدها اصلاحاتي در مطلب خود انجام داد و لحن سخنش را در مورد اين امپراتوري تغيير داد. اين در حالي است كه ديگر رسانههاي انگليسي در اين زمينه اظهار بيطرفي را رعايت كردهاند.
بيشتر اجناس به نمايش درآمده در اين نمايشگاه از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران به امانت گرفته شده است، اما علاوه بر اين، موزه «بريتانيا» و «لوور» پاريس، نيز قطعات ارزشمندي از تاريخ كهن ايران را در خود جاي دادهاند.
بسياري از كاوشگران و باستانشناسان به ويژه فرانسوي و ايتاليايي، مقادير قابل توجهي از گنجينههاي ايران را كه در خاك مدفون بوده است، در دو قرن اخير از كشور خارج كردهاند؛ مقاديري را از گمركات ايران به صورت قانوني و بخش ديگر را كه نميتوانستند در ليست كالاهاي گمركي و اشيا خارج كنند، به صورت قاچاق از كشور خارج ميكردند.

گفتني است، بيشتر اين گنجينههاي نفيس از كلكسيونهاي شخصي كاوشگران و تجار عتيقهجات در كشورهاي اروپايي به دست آمده است؛ بنابراين، پس از آنكه اين اشيا به قيمتهاي نجومي ميرسيدند، كارشناسان بيشتر به اهميت آنها پي ميبردند و موزههاي بزرگ دنيا نيز براي كسب درآمد ـ كه از سوي بازديدكنندگان تأمين ميشد ـ اقدام به خريداري اين قبيل اشياي نفيس فرهنگي مي كردند.
هماكنون انواع حراجيهاي بزرگ اروپايي خصوصا حراج «ساتبي» و «كريستي» لندن هر چندين ماه يك بار، اقدام به حراج اشياي نفيس فرهنگ ايراني ميكند.
همچنين حدود يك دهه است كه موزههاي بزرگ دنيا در تلاشند به جاي خريداري اشيا، آنها را ـ براي مدتي كه قصد برپايي نمايشگاه را دارند ـ اجاره كنند.
گفتني است، در حال حاضر، بازار خريد و فروش غيرقانوني اشياي تاريخي، رواج بيشتري يافته و عملا، كشورها بيشتر در معرض آسيب از سوي قاچاقچيان اشياي عتيقه قرار گرفتهاند.
| ۱۰ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۸:۳۷ | تعداد بازديد : 47231 | كد خبر : ۳۲۸۳۱ |
در ابتداي جنگ كه شهرهاي مرزي ايران، از جمله خرمشهر، زير توپ و خمپاره عراقيها بود، امام(ره) با توجه به شرايطي كه در آن روز احساس ميكردند، از مردم خرمشهر خواستند شهر را در برابر هجوم عراقيها ترك نكرده و از آن پاسداري كنند. به اين ترتيب، بنا بر فرمايشات امام، عدهاي در شهر ماندند و در كنار بسيجيها و سپاهيها از خرمشهر دفاع كردند، اما بر اثر شدت آتش عراقيها و جوابگو نبودن امكانات دفاعي رزمندگان اسلام، عراقيها خرمشهر را زير آتش گسترده خود قرار داده و سرانجام آن را اشغال كردند.
يكي از اهالي خرمشهر كه به فرمان امام در شهر مانده و بر اثر آتش دشمن اموال و دارايي خود را از دست داده بود، در اقدامي استثنايي، طي نامهاي به دادگستري تهران، از امام با نام «روحالله مصطفوي» شكايت كرده و در دادخواست خود نوشته بود: ما اثاثيهمان را جمع كرده بوديم كه از شهر خارج شويم، ولي تا شما گفتيد، ترك خرمشهر، خلاف شرع است، در شهر مانديم و عراقيها آمدند و شهر را كوبيدند و اسباب و اثاثيه و دارايي ما از دست رفت، حالا شما بايد پول آن اثاث را به ما بدهيد؛ مبلغ مطالبه وي بابت اين خسارت، زير يك ميليون تومان بود.
آيتالله سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي كه در آن زمان، رئيس قوه قضائيه بوده است، پس از نقل اين مقدمات ميگويد: وقتي داديار دادگستري به نام روحالله مصطفوي احضاريه زده، آن را به دست مأموري داده و به جماران فرستاده بود، از دفتر امام با من تماس گرفتند و پرسيدند: اين قضيه احضار امام چيست؟!
من كه در جريان كار نبودم، فرصت خواستم تا مسئله را پيگيري كنم و پاسخ بدهم. قضيه را پيگيري كردم و اينگونه توضيح دادم: به لحاظ قانوني و به صرف اينكه امام به مردم گفته است، شهر را ترك نكنيد و آنان هم گوش كرده و به همين خاطر، به آنان ضرر و زيان مالي وارد شده است، امام را نميتوان طبق قوانين حقوقي مقصر دانست، چون آنان هم ميتوانستند مثل ديگراني كه به اين توصيه امام گوش نكردند، توجه نكنند و اموال و اثاثيه خود را از خرمشهر خارج كنند و در اين صورت، كسي مانع اقدام آنان نميشد.
پس از گذشت مدتي، يك روز كه خدمت امام رسيدم، ايشان از من پرسيدند: ماجراي شكايت آن خرمشهري از من چي شد و به كجا رسيد؟ وقتي قضيه را به لحاظ حقوقي خدمتشان توضيح دادم، فرمودند: اقلا يك چيزي تعيين ميكرديد و به ايشان ميداديد. عرض كردم: اگر اينطور كنيم و ديگران هم متوجه شوند شما به اين آسيبديدگان خسارت ميدهيد كه ديگر قضيه جمع نميشود (نقل به مضمون).
آيتالله موسوي اردبيلي ميافزايد: امام به جاي اينكه ناراحت بشوند و بگويند، اين كيست كه از من شكايت كرده يا اين داديار به چه جرأتي براي من احضاريه و اخطاريه فرستاده، به نوعي دنبال اين بودند كه به مسئله شكايتي كه از وي شده بود، رسيدگي و طرف را راضي كنيم.
غلامعلي رجايي
| ۸ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۴:۱۱ | تعداد بازديد : 10830 | كد خبر : ۳۲۷۴۳ |
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: در راستاي تلاشهاي انجام شده براي بسته شدن پروندههاي كنكور و آزمون دستياري، پرونده دهها تن از متهماني كه به خريد و فروش سؤالات اعتراف كرده و مدارك قطعي در زمينه جرمهاي آنان به دست آمده است، با صدور حكمهاي چندسطري بازپرس «ش» مختومه ميشود.
بنا بر اين گزارش، متهمان پرونده مذكور كه حتي محل خريد و فروش سؤالات، پولهاي ردوبدلشده و استفاده از سؤالات افشاشده توسط آنان قطعي شده و خود نيز به جرمهاي خود اعتراف كردهاند، با بركناري بازپرس پرونده و انتصاب بازپرس جديد، تبرئه و حكم منع تعقيب آنان صادر ميشود.
خبرنگار «بازتاب» ميافزايد: بازپرس «ش» در حالي نسبت به صدور منع تعقيب در پروندهها اقدام ميكند كه شامل صدها صفحه اسناد، مدارك و اعترافات صريح است.
پيش از اين، برخي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نسبت به احتمال اعمال نفوذ در پروندههاي كنكور پس از بركناري غيرمنتظره بازپرس آن، كه تحقيقات مشروحي را در اين زمينه انجام داده بود، هشدار داده بودند.
گفتني است، ماه گذشته، يكي از مديران سابق وزارت بهداشت كه دريافت بيش از 480 ميليون تومان رشوه بابت فروش سؤالات آزمونهاي دستياري و PH.D را تأييد كرده بود، در رابطه با 90 درصد اتهامها، توسط بازپرس «ش» در حكمي سه سطري تبرئه شد، اما در رابطه با 10 درصد از اتهامات خود كه كيفرخواست آن پيشتر به دادگاه ارسال شده بود، به سه سال زندان و بازگرداندن رشوه و جريمه نقدي محكوم شد.
به رغم تأكيدات رئيس قوه قضائيه بر حساسيت بيشتر و جلوگيري از اعمال نفوذ و انحراف در پروندههاي ملي، در ماههاي اخير و پس از تغيير بازپرس رسيدگيكننده به پرونده، ابهامات زيادي در آن ايجاد شده است.
| ۱۰ دي ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۰:۵۴ | تعداد بازديد : 6859 | كد خبر : ۳۲۷۸۰ |
تصويب يك قانون مردسالارانه و غيراسلامي در مالزي، منجر به شورش گروههاي اجتماعي در اين كشور شده است. بنا بر اين قانون، مردان ميتوانند با يك SMS، همسر خود را طلاق داده و با اموال وي، همسر جديدي اختيار كنند!
اين در حالي است كه طبق قوانين اسلامي، مرد نه تنها حق تصرف در اموال همسر خود را ندارد، بلكه در صورت عدم پرداخت نفقه وي از سوي شوهر، زن ميتواند اين حق خود را از اموال شوهرش برداشت كند.
در اين حال، به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» خبرگزاري فرانسه گزارش داد: تصويب قانون جديد در مورد طلاق و چندهمسري، در مالزي شورش به پا كرده است.
بنا بر عقيده منتقدان، قوانين جديد حقوق زنان مسلمان را زير پا گذاشته و شرايط آسانتري را براي ازدواجهاي مجدد مردان و ادعاي شراكت در اموال همسرانشان پس از طلاق فراهم آورده است. به اين ترتيب، دولت، تحت فشار قرار گرفته تا در شرايطي غيرمعمول، در تصميم مجلس سنا اعمال نفوذ كند، چراكه در چند وقت اخير با انبوهي از گروههاي معترض روبهرو شده است.
نامههاي شكايتآميز كه تحت كنترل شديد امنيتي قرار گرفته تا در دسترس رسانهها قرار نگيرد، حاكي از اعتراضات مردم از قانون تازه خانواده بوده كه بر زندگي زنان مسلمان مالزي تأثير گذاشته است.
60 درصد جمعيت 26 ميليوني مالزي را مسلمانان تشكيل ميدهند. بنا بر اين قانون، مردي كه ازدواج دوم ميكند، ميتواند از دارايي زن قبلي خود براي تأمين زندگي جديدش بهره ببرد. يكي از شرايط قانون جديد اين است كه طلاق را براي مردان آسانتر كرده است؛ يعني مردان ميتوانند به راحتي زنان خود را بدون هيچ دليل و حتي از طريق SMS طلاق دهند.
بنا بر قوانين اسلامي، مردان مسلمان مالزيايي ميتوانند چهار زن را به عقد خود درآورند و هماكنون نيز تحت شرايط تصويبشده، ديگر احتياجي به اين امر نيست كه حتما از نظر مالي، تأمين باشند. با اختيار كردن همسر جديد، مرد ميتواند با داراييهاي متعلق به زنان فعلي خود، مخارجش را تأمين كند و پس از طلاق نيز مدعي دريافت داراييهاي آنان شود.
«رازلينا رازالي»، يكي از فعالان گروههاي مخالف اين قوانين ميگويد: قوانين اسلامي كه هميشه پاسدار حقوق زنان مسلمان بوده، در اين مورد ناديده گرفته شده است.
شرايط تأييدشده جديد به طور كامل در استانهاي مختلف مالزي به اجرا درآمده است، بدون آنكه مدت زماني براي بررسي پيامدهاي احتمالي آن در نظر گرفته شود. «زيده عبدالرحمن» 44 ساله كه مادر سه فرزند است در كوالالامپور زندگي ميكند. وي پس از دو دهه زندگي با شوهرش در سال 2004 پس از طلاق اجباري شوهرش، حساب بانكي خود و دختر بزرگش را مسدودشده يافت و مجبور شد، براي پرداخت صورتحساب مخارجش، تمامي جواهراتش را بفروشد. او كه دلال معاملات ملكي بود و اين كار را به درخواست شوهرش براي ماندن در خانه و مراقبت از بچهها انجام داده بود ، پس از سالها زندگي مشترك و جابهجاييهاي زياد، از اينكه حالا دست خالي مانده، بسيار خشمگين است.
او در مصاحبه با خبرگزاري فرانسه گفته است: اصلاحات جديد قوانين خانواده بر ضد قوانين اسلامي است و هماكنون مجبور است، قانون دادگاه را بپذيرد تا از توقيف اتومبيلش توسط شوهرش جلوگيري كند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، اين قوانين با تصوري كه از مالزي به عنوان كشور پيشرفته اسلامي وجود دارد، مغايرت دارد.
بيشتر اعترافات از سوي زنان تحصيلكرده، ركگو و ثروتمند همچون رازليناست. او ميگويد: تعداد زناني كه از اين پس تحت قوانين جديد، متحمل رنج و گرفتاري خواهند شد، كم نيست.
گفتني است، طبق قوانين اسلامي، مرد نه تنها حق تصرف در اموال همسر خود را ندارد، بلكه در صورت عدم پرداخت نفقه وي از سوي شهر، زن ميتواند اين حق خود را از اموال شوهرش برداشت كند.همچنين مرد هنگام طلاق بايد مهريه همسر خود را پرداخت كند و اين امر، يك راهكار عملي براي جلوگيري از طلاق به شمار ميرود.
طبق قوانين كنوني جمهوري اسلامي، به غير از مواردي كه زن و شوهر، هر دو درباره طلاق به توافق ميرسند، مرد بايد با طي مراحل قضائي، علت طلاق را روشن كند و نسبت به ارائه گواهي عدم سازش، اقدام نمايد و حتي پس از اين مراحل نيز طلاق، تنها با جاري كردن صيغه آن در حضور دو شاهد، امكانپذير است.
| ۱۰ دي ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۹:۷ | تعداد بازديد : 16189 | كد خبر : ۳۲۸۳۴ |
گسترش سیستمهای دفاع موشکی ایران و بویژه سری موشکهای دوربرد شهاب، شيخنشينهاي خليج فارس را به فکر انداخته و آنان کوشیدهاند تا با هزینه ۳۰۰ ميليارد دلاري و خریدهای کلان از کشورهای غربی حاشیه امنی در برابر همسایه قدرتمند شمالی خود دست و پا کنند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، به تازگی شماری از كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس با خريد پيشرفتهترين هواپيماهاي جنگي به برتري هوايي در مقايسه با ايران دست يافتهاند.
بر اساس گزارشهاي رسيده، برنامه اصلي اين كشورها اكنون دستيابي به يك «سيستم دفاع موشكي» مقتدر ميباشد. این در حالی است که چندی پیش با دستور ويژه دکتر احمدينژاد، رئیسجمهور ایران براي تقويت سيستمهاي موشكي سازمان صنايع هوا ـ فضاي وزارت دفاع، سازمان طراحي و ساخت فناوريهاي مربوط به انواع سيستمهاي موشكي و صنايع فضايي ماموریت یافت موضوعاتي چون تحقيقات، طراحي، ساخت، توليد، خريد، فروش و پشتيباني در زمينه فناوريهاي مربوط به انواع سيستمهاي موشكي و صنايع فضايي را پیگیری کند.

در ميان كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، تنها كويت و عربستان سعودي داراي تعدادي ضد موشكهاي «پاتريوت» هستند و گفته ميشود مقامهاي اين دو كشور براي خريد نوع پيشرفتهتر موشكهاي «پاتريوت»، در حال مذاكره با شركت «ريتون» سازنده اين ضدموشكها هستند.
بر اساس آمارهاي منتشر شده توسط اتحاديه عرب، كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس از سال 1995 تا 2002 جمعا 277 ميليارد دلار صرف هزينههاي دفاعي و امنيتي خود كردهاند. اين شورا در سال 1986 به دنبال آنچه كه نگراني كشورهاي حاشيه خليج فارس از تهديدهاي ايران عنوان تاسيس گرديد.
طي پنج سال گذشته كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس با خريد جنگندههاي پيشرفتهاي نظير اف 15، اف 16، اف 18، ميراژ 2000 و نيز تانك و قايقهاي مدرن از نوع «لافايت» دست به نوسازي ارتشهاي خود زدهاند.
اگه یه روز جشن فارغ التحیلی نیومدم
علی جون دوست دارم این شعر رو بالای سن بخونی
از قول من
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندارم
تو می روی به سلامت سلام ما برسانی
میم . نون . شب سیاه و تاریک
مجموعه حقوق دروس و ضرایب کارشناسی ارشد
الف- حقوق خصوصی:
1- متون حقوقی به زبان خارجی ضریب 1
2- حقوق مدنی ضریب 3
3-حقوق تجارت ضریب 1
4-آیین دادرسی مدنی ضریب 1
5-متون فقه ضریب 1
ب- حقوق بین الملل:
متون حقوقی به زبان خارجی ضریب 2
حقوق بین الملل عمومی ضریب 2
حقوق اساسی ضریب 1
حقوق مدنی تعهدات ضریب 1
حقوق بین الملل خصوصی ضریب 1
ج- حقوق جزا و جرم شناسی:
متون حقوقی به زبان خارجی ضریب 1
متون فقه ضریب 1
حقوق جزای عمومی ضریب 2
آیین دادرسی کیفری ضریب 2
حقوق جزای اختصاصی ضریب 2
د- حقوق عمومی:
متون حقوقی به زبان خارجی ضریب 1
متون فقه ضریب 1
حقوق بین الملل عمومی ضریب 1
حقوق اداری ضریب 2
حقوق اساسی ضریب 2
ه- حقوق بشر:
متون حقوقی به زبان خارجی ضریب
2
حقوق بین الملل عمومی ضریب 2
حقوق اساسی ضریب 3
حقوق مدنی تعهدات ضریب 1
حقوق جزا و ایین دادرسی کیفری ضریب 1
سازمانهای بین المللی ضریب 2
و- حقوق مالکیت فکری
متون حقوقی به زبان خارجی ضریب 3
حقوق مدنی ضریب 3
حقوق تجارت ضریب 2
متون فقه ضریب 1
ز- حقوق محیط زیست
ح-حقوق اقتصادی
ضرایب گرایشهای محیط زیست و اقتصادی همانند ضرایب حقوق خصوصی می باشد.
کم که نه هرروز کم کم می خوریم
بوسه لبها در اینجا چیدنیست
حال من اینروز ها هم دیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفال میزنم
حافظ آمد باز فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت:
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
آقای ناصری خوش اومدی جیگر!!!
پنج شنبه ساعت هفت رسیدم
خداحافظ
امتحان آیین دادرسی کیفری
بگه آیین دادرسی کیفری از کجا تا کجا امتحانه
مردونگی کنه در قسمت نظرات وبلاگ صفحات امتحان رو بگه هر چه زودتر
اکبر کریمی شماره تلفن خوابگاهتو برای میل من پست کن
لا مذهب نمی دونم کجا رو بخونم
یک بار دیگه میگم این مهره شاه اینم وزیر یه بار تکرار کن پیرمرد تکرار کرد شاه وزیر
پیرزن: خوبه حالا خوب گوش کن این دو مهره شبیه هم در دو گوش صفحه قلعن این دوتا هم فیل که
ضربدری حرکت میکنن این دوتا هم که معلومه اسبن این هشتا هم سربازای شاه هستن ...
در این هنگام پیرمرد گفت : پس مردم چی ؟ مردم تو بازی نیستن ؟!!!!
ببخشید یه خورده سیاسی شد
مخلص همتون کریمی


