تبليغاتX
عدلیه -
 

سلامی از جنس مهر و مهربانی

خدا می دونه چند وقته طرف اینترنت نیومدم . آخه از مرکز شهر خیلی

دورم . دوران دانشجویی مجوز نشریه ای با عنوان عدلیه گرفتم که

هنوز هم دارمش . خیلی ایده های جالبی داشتم ولی به دلیل کمبود

آدمهای نترس مثل خودم نتونستم حتی یه شماره اش رو به چاپ

برسونم هرچند کمک های دوست بسیار عزیزم علی اکبر کریمی  که یه

ساله ازش خبر ندارم . رو نباید فراموش کنم .  ولی ان شاءالله  یه کتاب

شعر  باعنوان احتمالی هدیه .ترانه .......

خلاصه فکر می کردم بعد از دانشگاه این وبلاگ  مکانی بشه برای دیدار 

ازجنس اینترنت .که نگو خودم هم سمتش نیومدم . راستی دارم بابا

می شم یه هفته دیگه یه پسر ...

 یه شعر از خودم

کاشکی می شد به ترانه دست دوستی داد

هر زمونی که می آد بسپاریمش به یاد

مردیم از بس که شدیم چشم انتظار قدمش

خوندیم از نغمه ی معکوس و چپ و زیر بمش

گفتیم از خوندن بی بهونه ی ترانه ها

 اگه می تونی مثه مهمون نا خونده بیا

بیا تا سکوت نمناک شبا رو بشکنیم

تو فقط بیا بیا قافیه ها رو بشکنیم

شما دست کم گرفتی ما رو دست مریزاد

ما به پاکی شما شک نداریم آی پریزاد 

اسفند۱۳۸۷

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م.ن.یلدا در دوشنبه 14 اردیبهشت1388 و ساعت 17:17 |